شعر مصور چهارشنبه سوری




۲۸ام بهمن ۱۳۹۶ سورن

شعر مصور چهارشنبه سوری

 

شعر مصور چهارشنبه سوری

شعر مصور چهارشنبه سوری

یکی بود یکی نبود
پای کوه کنار رود
یه جایی بدون دور
خونه ها خوب و قشنگ
دیوارا آجر و سنگ
بچه ها زبرو زرنگ
تو کارا مثل پلنگ
وقتی نوروز می رسید
کینه و غم نمی دید
به جای دلخوری ها
صد سبد خنده می چید

شعر مصور چهارشنبه سوری

خنده ها دروغ نبود
شادیها با بوقدنبود
بخش اورژانس اونا
این همه شلوغ نبود
بازی ها خطر نداشت
شوخی ،چشم تر نداشت
تفریحا مضر نبود
شیطونی اثر نداشت

شعر مصور چهارشنبه سوری

کسی دستاش نمی سوخت
ادیشو نمی فروخت
هیچ کسی شب های عید
چشم به اورژانس نمی دوخت
کسی با آتیش و دود
کوچه ها رو نمی بست
موشک و ترقه ها
دلها رو نمی شکست

شعر مصور چهارشنبه سوری

حالا عیدا که می شه
چهره ها اخمی می شه
صورتا زخمی می شه
بازی با کبریت و نفت
خنده رو کم می کنه
شوخی با ترقه ها
شادی رو غم می کنه

شعر مصور چهارشنبه سوری

گوشا رو کر می کنه
چشما رو کور می کنه
صفا رو از عیداشون
حسابی دور می کنه
کاشکی این چیزا نبود
آتیش و ناله و دود
همه عیدا می شدند
مشغول جشن و سرود

شعر مصور چهارشنبه سوری

کاش می شد همراه باد
ابر شادیها بیاد
به ما عیدونه بده
بهار مهربونی
بهار هم زبونی
بهار سلامتی
عید رنگین کمونی

ان شاء الله

 

شعر مصور چهارشنبه سوری
شاعر:رضا نعمتی،هدیه نعمتی
تصویرگر:علی پاک نهاد
برگرفته از کتابچه چهارشنبه کاغذی

تاریخ ارسال : ۲۷ام بهمن ۱۳۹۶

بازدید : ۱۵ بازدید


مطالب پیشنهادی