سورن




۲۴ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: اولین گردهمایی زوجین مرکز همسان‌گزینی خشت اول و مرکز مشاوره مهرگان وابسته به‌نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، همزمان با سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و فاطمه زهر (س) صبح امروز در تالار سپیدار مشهد با حضور ۱۲۰ زوج جوان در این مرکز و مسؤولان حوزه ازدواج در سطح استان و همچنین استادان دانشگاه، برگزار و چگونگی شکل‌گیری ازدواج پایدار تشریح شد.

مدیر ستاد ازدواج دانشجویی نهاد رهبری در دانشگاه‌ها در این گردهمایی با اشاره به‌اینکه ازدواج سنت پیامبر(ص) است؛ گفت: وساطت در ازدواج و معرفی و آشنا کردن دو جوان برای تحقق امر خیر  ازدواج نیز سنت پیامبر بوده است.

حجت‌الاسلام محمد طباطبایی خطاب به‌زوجین حاضر در مراسم بیان کرد: شما جوانان باید سفرای فرهنگی ما در مشهد در بین آشنایان و دوستان جوان خود باشید تا سایر جوانان کاندید ازدواج نیز از خدمات این مرکز بهره ببرند و به‌همسر دلخواه خود معرفی شوند.
وی تاکید کرد: آن هدفی که ما در مرکز خشت اول دنبال می‌کنیم، صرفا آشنایی زن و شوهر به‌هم نیست، بلکه دغدغه شخصی خود بنده در این مرکز پایداری ازدواجی است که شکل گرفته است.

مسؤول ستاد ازدواج دانشجویی نهاد رهبری در دانشگاه‌ها در خراسان رضوی با بیان اینکه برای رسیدن به‌ازدواج پایدار برنامه‌های متعددی داریم، ادامه داد: از جمله اینکه طی امسال و ۲ سال آینده ما تلاش می‌کنیم، ارتباطمان را با شما قطع نکنیم، چراکه شما تازه عروس و دامادهای عزیز را در فرایند زندگی هنگامی که با چالش مواجه می‌شوید، شما را تنها نگذاریم و کمک‌تان کنیم، بر مشکلات فائق آیید.

 ۴۳ درصد طلاق‌ها در کشور در پنج سال اول زندگی اتفاق می‌افتد
در ادامه این گردهمایی، قائم مقام معاون فرهنگی و امور جوانان اداره کل  ورزش و جوانان خراسان رضوی با بیان اینکه همه مسؤولان در حوزه جوانان دغدغه اجتماعی دارند تا موضوع  ازدواج آسان و آگاهانه و پایدار در حامعه توسعه پیدا کند؛ گفت: اولین رکن در ازدواج خود جوانان و مجهز شدن آنها به آگاهی و علم و مهارت در ازدواج و همسرداری است.
مهدی عزیزی با بیان اینکه ۴۳ درصد طلاق‌ها در کشور در پنج سال اول زندگی اتفاق می‌افتد، ادامه داد: افزایش پدیده طلاق در کشور زنگ خطری است که ما باید واقعیت موجود در جامعه را درک کنیم و به‌موضوع مشاوره در پیش از ازدواج و بعد از آن توجه کنیم.
وی تاکید کرد : مشاوره امروز نیاز ضروری جامعه است که به‌جوانان کمک می‌کند، چگونه به‌حل مشکلاتی که در زندگی مشترک به‌آن دچار می‌شوند، بپردازند و انواع مهارت‌های زندگی و برخوردهای مناسب زوجین با یکدیگر را به‌آنان می‌آموزد.

یکی از  اهداف ازدواج، برقراری آرامش است
در ادامه این مراسم، یک استاد روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه ازدوج یک سفر است و ما باید از ابتدا مقصدمان را تعیین کنیم؛ گفت: یکی از  اهداف ازدواج، برقراری آرامش و دیگری تسهیل رشد است.
محسن بهادر ادامه داد: ما باید ویژگی‌های انسان سالم را در خودمان و همسرمان محقق کنیم، اما متاسفانه مردم با شاخص‌های انسان سالم و خانواده سالم ناآشنا هستند.
وی بیان کرد: چقدر خوب است، دختر و پسر جوان ما قبل از ازدواج، مهارت‌های زندگی را فرا بگیرند و بعد از وقوع ازدواج مهارت‌های همسرداری را بیاموزند، یعنی شاخص‌های انسان سالم و خانواده سالم را فرا بگیرند تا برای زندگی مشترک موفق مجهز شوند.
این استاد روانشناسی ادامه داد: خانواده یک سیستم است و زن و مرد در حکم مغز و قلب این سیستم که هیچ کدام بدون دیگری توانایی گرداندن موفق آن را ندارد.
بهادر بیان کرد: اتفاقی که در دوران عقد باید بیفتد، این است که خانواده سالم باید قواعد رفتاری را بشناسند و این قواعد رفتاری در حکم نقشه و طرح ساختمان ازدواج هستند.
وی افزود: امروزه کمتر خانواده‌ای وجود دارد که در زمان خواستگاری مرد را ارزیابی کند که آیا این مرد علاوه بر توان همسرداری، توان پدری هم دارد و آیا این زن علاوه بر نقش همسری، توان مادری هم دارد یا نه که همه این مطالب به‌همان ایجاد طرح و نقشه و رعایت آن برمی‌گردد.
 

۲۴ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: در مجمع عمومی عادی سالیانه نظام پزشکی ابتدا گزارش ریاست کل سازمان استماع شد، سپس ریاست شورای عالی و هیئت رئیسه مجمع عمومی به ارائه گزارش علمکرد خود پرداختند و پس از استماع گزارش بازرسان مجمع عمومی حول هفت محور مسائل بنیادی و ضرورت های آئین نامه ای ، نظارت بر عملکرد سازمان مرکزی در حوزه ریاست و معاونت ها، بررسی عملکرد تهران بزرگ، بررسی عملکرد شهرستان ها، بررسی عملکرد کلانشهرها، حسابرسی سازمان و امور مالی به استماع اعضای هیات رئیسه رسانده شد. در ادامه، پیشنهادات و اظهارنظر حضار، ارائه و رای گیری در خصوص انتخابات بازرسان مجمع برای سال ۹۷ برگزار گردید.

در این انتخابات علی سالاریان با ۹۶ رای، محمدهادی صادقی با ۶۷ رای و کمال بیگی ده آبادی با ۶۳ رای به عنوان بازرسان مجمع و علی چنگیزی با ۶۲ رای به عنوان بازرس علی البدل انتخاب شدند.

در روز دوم، آن گروه از اعضای مجمع که مقالات آنها از قبل مورد تایید هیئت رئیسه واقع شده بود به ارائه مقالات خود پرداخته و در نهایت پس از جمع بندی نظرات و پیشنهادات و پرسش و پاسخی که در دو پنل جداگانه هیات رئیسه شورای عالی و معاونت های سازمان نظام پزشکی برگزار و رئوس بیانیه مجمع به استماع حضار رسید.

موضوعات مقالات ارائه شده توسط اعضای مجمع عمومی عبارت بودند از؛ مالیات بر درآمد جامعه پزشکی، تنظیم روابط شاغلین حرف پزشکی با دستگاه های ذی ربط در جهت حسن اجرای قوانین مربوط به امور پزشکی، نقد و بررسی یک سال فعالیت سازمان نظام پزشکی، طرح تحول سلامت و چالش ها و مزایای آن، پزشک خانواده شهری و الزامات قانونی آن، MMT و دستاوردها و چالش های فرارو، نقاط ضعف و قوت قانون تشکیل سازمان نظام پزشکی، قانون مجازات اسلامی و مبحث حبس پزشکان، کتاب ارزش گذاری نسبی خدات تشخیصی و درمانی، تعارضات بین رشته ای، اجازه صدور پروانه توسط نظام پزشکی شهرستان ها، نقد اجمالی عملکرد سازمان نظام پزشکی، اقتصاد مقاومتی و نظام سلامت و تعیین تکلیف نظام پزشکی در خصوص دستورالعمل ها و مصوبات وزارت بهداشت.
 

۲۴ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

الف) ابتدا این نکته را یادآور می شویم که این یک مشاوره (و حتی شبه مشاوره) نیست، چون شرایط آن وجود ندارد. بنابراین سعی ما این است که در حد و بضاعت یک پرسش و پاسخ کتبی، تا جای ممکن در حل مشکلات شما با شما همفکری نماییم.

ب) در خصوص موضوعی که مطرح کردید، ما فرض را بر این میگیریم که معلم شما خانم هستند (چون اطلاعات بیشتری نداده اید). توصیه کلی ما این است که سعی کنید احساسات خودتان را (در هر موردی) تحت اختیار و تصمیم خودتان دربیاورید و نگذارید احساستان همیشه جلوتر از شما و منطق شما قدم بردارد. نه افراط و نه تفریط هیچکدام در هیچ کاری صحیح نیست. بنابراین نه احساس شدید مثبت و علاقه دیوانه وار و نه احساس منفی، و تنفر، هردو میتواند مخرب باشد.

ج) ما مدیون کسانی مانند پدر، مادر و یا معلم و استاد (که در حکم پدر و مادر هستند) هستیم. این بزرگواران چه به ظاهر مهربان باشند و چه تندخو، به اقتضای پدر بودن، مادربودن یا معلم بودنشان، لطف و مهربانی را در ذات خود به همراه دارند و این جای احترام و تقدیر دارد. ما همیشه به کسی که چیزی به ما یاد داده یا بر فهم و دانش ما افزوده است احترام میگذاریم و دوستش داریم. مطمئن هستم شما هم با من موافقید.

فکر می کنم دانستن نکاتی در مورد سنین نوجوانی شما را در حل مشکل بهتر یاری کند:
۱- بروز عشق‌های گذرا در مرحله نوجوانی و جوانی بسیار شایع است و عوامل بسیاری ازجمله تغییرات فیزیولوژیک و ترشح برخی هورمون‌ها در دوران بلوغ در آن مؤثر می‌باشند. این دوران با برخی امور از جمله اضطراب (که در دوران بلوغ به خاطر برخی تغییر و تحولات جسمی روانی تا حدودی فزونی می‌یابد) باعث برخی تشویشات ذهنی در فرد می‌گردد. بدیهی است اضطراب از جمله هیجان‌های منفی است که باید به طریقی کاهش یابد.

۲- همه ما وقتی مضطربیم، به چیزی پناه می‌بریم و به نوعی پناه‌جویی در ما تقویت می‌گردد .پناه‌جویی فرد مضطرب به افراد یا اشیا باعث کاهش اضطراب در ایشان می‌ گردد .معمولاً روحیه پناه‌جویی و آرامش‌گرایانه باعث بروز پدیده‌ای به نام وابستگی عاطفی یا عشق زود گذر در ما می‌گردد . در مواقع اضطراب فرد به دنبال آرامشگر می‌ گردد.

۳- نکته دیگر اصل مجاورت است. خواه ناخواه دو نفری که برای مدتی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند ،نوعی انس و علاقه میان آن دو شکل می‌گیرد . این علاقه در بسیاری موارد بدون دلیل خاص و صرفا بخاطر مجاورت فیزیکی و روانشناختی است.

۴- خیلی ها عشق را یک رفتار وسواسی میدانند، به این معنا که فرد عاشق با هر حمله اضطرابی تا حالش دگرگون می‌گردد برای کاهش اضطرابش خود را مجبور به رفتار وسواسی (دیدار حضوری یا ذهنی معشوق) می‌ بیند. افراد وسواسی هیچ اختیاری در زمینه کنترل رفتار وسواسی ندارند و باید تحت درمان روانشناختی، این مهارت را پیدا کنند.

۵- ترشح برخی هورمون‌های جنسی در سنین نوجوانی، نوعی پیوند‌جویی را در فرد تشدید می‌نماید . از آن جا که دختران ساعت‌ها در کنار همجنسان خود هستند ،به نوعی این روحیه پیوند‌جویی در ایشان از جنس مخالف به جنس موافق تغییر جهت می‌دهد. در برخی موارد برخی رفتارهای شبه جنسی در ایشان به چشم می‌خورد.

۶- از آنجا که دختران معمولاً عاطفی تر و احساسی تر هستند، مقوله عشق افراطی و وابستگی روانی در آنها زیاد دیده می شود که در سنین کودکی و دبستانی تا حدودی طبیعی و گذرا است ولی چون در بعضی از خانواده ها نیاز عاطفی کودکان به درستی برطرف نمی گردد این نیاز عاطفی و کمبود محبت در آنها تشدید شده و باعث گردیده که آنها آن را در خارج از خانه و خانواده و در ارتباطات دیگر جستجو کنند. دختر دبیرستانی وقتی تحت استرس شدید و متوسط قرار می‌گیرد، بواسطه نوعی پیوند شرطی، به طور ناخود‌آگاه ذهنش به طرف دوستان (یا معلم) می‌رود که پیش از این به او آرامش می‌ داده است.خلأهای عاطفی معمولا در دختران زیاد است و در بیش تر موارد با عشق پر می‌ گردد.

۷- سعی کنید زمان بیشتری برای برنامه های دسته جمعی با دوستانتان صرف کنید، بیشتر به تفریحات ورزشی بپردازید.

۸- همانطور که خودتان هم میدانید یکی از راههای آرامش یافتن و خلاصی از دست افکار مختلف انحرافی، تقویت معنویت و ارتباط با خدا است زیرا که اوست که آرامشگر واقعی است «كسانى كه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش مى‏گیرد، آگاه باشید كه تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا مى‏كند»(الرعد/ ۲۸). میتوانید هر زمانی که احساسات و افکار ناخواسته به ذهنتان هجوم می آورد با گفتن ذکر، آرام آرام آنها را از خود دور کنید.

۹- توجه داشته باشید که محبت و دوستی (مادامی که در حدود شرعی باشد یا به حد افراط و بیماری در نیاید) امری پسندیده و نیکوست. حضرت علی (ع) میفرمایند: «بالتودد تكون المحبه؛ با آشكار كردن مهربانی، محبت شكل گرفته و پدید می آید»(میزان الحكمه، ح ۳۰۵۱). شاید بد نباشد علاقه خود را با معلم خود درمیان بگذارید. پیامبر عزیزمان هم میفرمایند: »هر گاه کسی را دوست دارید به او بگویید» (وسایل الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۵).

۱۰- عشق اگر منجر به کاهش شدید و طولانی عملکرد (مثلا ۶ ماه) گردد، قطعاٌ یک اختلال روانی است و باید برای مشاوره حضوری به یک روانشناس مراجعه کنید و البته اگر تا این حد شدید نباشد، تا حدودی قابل چشم پوشی است و می‌توانید به مرور از این مرحله گذر کنید.

۱۱-در پایان باید این نکته کلی را تکرار کنیم که احساسات، مخصوصا در زمان نوجوانی، کاملا ناپخته و زود گذر بوده و به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و در مورد هر تصمیمی که ریشه در عقل ندارد و احساسی است می بایستی با یکی از بزرگترها (ترجیحا مشاور یا روانشناس) مشورت کنید.

۲۳ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

در همه این سال‌ها مشکلات مشابهی داشته است. گزارش روزنامه‌های قدیمی از وضعیت پایتخت را که بخوانیم می‌بینیم آن موقع‌ها هم شهردار تهران از ترافیک گفته است و از فاصله شمال و جنوب پایتخت.

۴۷ سال پیش هم شهروندان سؤالشان از شهردار این بوده، که عوارضی که می‌دهند کجا می‌رود و چرا کیفیت آسفالت‌های این شهر پایین است.
از آن زمان تا به امروز تهران را با آلودگی هوایش می‌شناسند. با این وجود تهرانی‌های قدیم بیش از امروز شهرشان را دوست داشتند، تهرانی‌های این دوره نسبت به شهر و همشهری‌هایشان بی‌تفاوت هستند.

خیلی‌هایشان دوست دارند از این شهر بروند و اگر انگیزه کار نبود شاید زودتر از اینها از پایتخت کوچ می‌کردند. این بخشی از یافته‌های یک نظرسنجی گسترده از شهروندان تهرانی است.

حادترین مشکل تهران؛ آلودگی هوا و ترافیک
بر اساس نظرسنجی انجام‌شده از سوی پژوهشگاه فرهنگ‌، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشکل شهر تهران از نگاه مردم سه دسته اصلی است؛ حادترین مسائل شهر آلودگی هوا و ترافیک است که بیش از ۹۳ درصد از پاسخگویان، حاد بودن آن را زیاد می‌دانند.
فاصله طبقانی میان شمال و جنوب، جمعیت زیاد، بی‌تفاوتی مردم نسبت به یکدیگر و آسیب‌پذیری در برابر زلزله مشکلاتی هستند که شهروندان تهران معتقدند به حادی آلودگی هوا و ترافیک نیستند اما تهران مشکل زیادی در این چهار حوزه دارد.

درنهایت چهار مشکل جرم و جنایت، ناامنی هنگام تردد در شهر، کمبود امکانات تفریحی و ورزشی و کمبود وسایل حمل‌ونقل عمومی در رده سوم اهمیت است.

مزیت تهران؛ شغل و درآمد
مهم‌ترین ویژگی‌های خوب شهر تهران از نگاه شهروندان به ترتیب فرصت شغلی و درآمد بیشتر (۳۶٫۵‌درصد)، امکانات بیشتر نسبت به سایر شهرها (۳۱٫۸‌درصد) امکان پیشرفت بیشتر (۱۳‌درصد) و پایتخت‌بودن (۱۱٫۲‌درصد) است. ۳ درصد پاسخگویان معتقدند تهران هیچ خصوصیت خوبی ندارد و ۴٫۴ درصد هم هیچ‌کدام از موارد یادشده را مزیت تهران نمی‌دانند. ۳۳٫۸ درصد پاسخگویان میزان رضایت خود از محله را کم، ۴۴‌درصد متوسط و ۲۲٫۲ درصد زیاد اعلام‌‌کرده‌اند.

تهرانی‌ها از محله‌شان بیش از شهر راضی هستند
به‌طورکلی شهروندان رضایت بیشتری به محله‌شان نسبت به شهر تهران دارند و میانگین نمره شهروندان تهرانی به‌راحتی زندگی در شهر تهران، از صفر تا ۲۰ عدد ۱۲٫۲ است. ۵۷٫۹ درصد پاسخگویان به ترک تهران و زندگی در شهر دیگری فکر کرده‌اند.

چهار ویژگی شهردار خوب از نگاه شهروندان
بر اساس نتایج این نظرسنجی شهروندان تهرانی به عملکرد ۱۲ ساله قالیباف از صفر تا ۲۰ نمره ۱۳ را داده‌اند و ۳۶٫۸ درصد پاسخگویان مایل بودند قالیباف همچنان یک دوره دیگر شهردار تهران باقی می‌ماند.

مهم‌ترین ویژگی یک شهردار خوب برای تهران از نظر مردم به ترتیب مدیریت قوی، مبارزه با فساد، حمایت از فقرا و محلات فقیرنشین و ارتباط خوب با دولت است.

شهروندانی که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند در پاسخ به این پرسش که ‘ اولین اقدامشان برای شهر درصورتی‌که شهردار می‌شدند چه بود؟ ‘، اقدام برای کاهش ترافیک (۱۲٫۱ درصد) رسیدگی به مناطق فقیرنشین (۱۰٫۳ درصد) مبارزه با فساد اداری (۱۰ درصد) ساماندهی متکدیان، معتادان، کارتن‌خواب‌ها و کودکان کار (۷٫۹‌درصد) و اقدام برای کاهش آلودگی هوا (۷٫۲ درصد) و توجه به نظافت و زیباسازی شهر (۶٫۳ درصد) است.

افزایش عوارض تنها برای ثروتمندان
اولویت‌های مردم برای بودجه‌بندی، ایمن‌سازی شهر در برابر زلزله و آتش‌سوزی است و در گام دوم افزایش وسایل حمل‌ونقل عمومی، نظافت و زیباسازی شهر و ساخت پارک و مراکز تفریحی است.
۶۲٫۶ درصد مردم با افزایش عوارض برای همه شهروندان به‌عنوان یک شیوه کسب درآمد برای شهرداری مخالفند اما با افزایش عوارض برای ثروتمندان ۶۶٫۱ درصد موافق هستند. با این ‌وجود ۶۲٫۷ درصد پاسخگویان با فروش تراکم مخالفند، همچنین ۶۱٫۶ درصد نیز با فروش زمین‌های خالی به برج‌سازان مخالفند.
پیشنهاد شهروندان برای کسب درآمد شهرداری افزایش عوارض فقط برای ثروتمندان و در اولویت‌های بعدی فروش اموال و دارایی شهرداری، افزایش عوارض برای همه شهروندان است.

ساکنان کدام مناطق نگران افزایش جمعیت هستند
ساکنان منطقه یک و ۲۲ بیشتر از سایر مناطق جمعیت زیاد را مسئله‌ای برای شهر تهران می‌دانند، ساکنان مناطق عمدتا فقیرنشین ۱۹ و ۲۰ به همراه ساکنان مناطق ۲۱ و ۲۲ بیشتر از سایرین فاصله بین شمال و جنوب را مسئله‌ای برای تهران تصور می‌کنند. ساکنان منطقه ۲۲ کمتر از دیگران جرم و جنایت را مسئله‌ای حاد برای شهر تهران می‌دانند درحالی‌که ساکنان مناطق ۱۲، ۶ و ۱۴ در نقطه مقابل قرار دارند.

۲۳ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: دکتر حسین آقا فرش‌فروش عوامل گرایش جوانان به سمت مواد مخدر و اعتیاد را ۵ محور عنوان کرد و گفت: محور اول “جسمی” است، وقتی نیازهای جسمی رو به تکرار باشند بعد از مدتی خودشان را به سمت دیگری نشان می‌دهند؛ مثلا فرد هر روز نمی‌تواند یک نوع غذا بخورد زیرا این تکرار هر روزه باعث ساختارشکنی در سلول‌های مغزی می‌شود. سلول‌های مغز طوری آفریده شده‌اند که نمی‌توانند یکنواخت باشند. این یکنواختی جسم، ذهن و روابط اجتماعی باعث می‌شود مغز ساختارشکنی کند. بنابراین یکی از دلایل گرایش به مواد مخدر ساختارشکنی مغز است.

محور دیگر گرایش به مواد مخدر “شناختی” است. شناخت به معنای مجموعه فرآیندهای عالی ذهن می‌باشد مثل تفکر، اراده، ادراک و توجه. اگر در این موارد یکنواختی باشد و معلم و استاد مطلب نو، جدید و کاربردی برای گفتن نداشته باشد مطمئنا فکر و ذهن به دنبال ساختارشکنی می‌رود.
ناآگاهی که در جوان وجود دارد باعث می‌شود وی به دنبال موارد جدید برود با وجودی که هیچ اطلاعاتی از آنها ندارد، معتقدم یکی از دلایل گرایش به مواد مخدر کنجکاوی است؛ زیرا کنجکاوی یک فرآیند ذهن محسوب می‌شود.

محور سوم گرایش به اعتیاد “اجتماعی” است،  اغلب جوانان به خصوص در اواخر دوران نوجوانی به برای کسب استقلال، از خانواده فاصله می‌گیرند و سپس این فاصله را با دوستان خود پر می‌کنند. دوستان نیز همیشه گروه های کوچک و حتی حق عضویت دارند، این حق عضویت هر چیزی می‌تواند باشد مثلا در گروهی حق عضویت یک پاکت سیگار است یا یک قلیان یا دورهمی‌هایی که مصرف مواد الکلی یا مخدر داشته باشد و همین باعث گرایش جوانان به مواد مخدر می‌شود. اگر فاصله گرفتن از خانواده و نزدیک شدن به اجتماع، به درستی توسط خانواده مدیریت نشود عواقب بدی را در پی دارد.

فرش‌فروش همچنین یکی دیگر از محورهای اصلی گرایش به مخدرها را “عاطفی” برشمرد و بیان داشت: ممکن است یک سری خلاءهای عاطفی به طور طبیعی در خانواده پیش ‌آید، بچه‌ای که بزرگ می‌شود خواسته‌هایی دارد که والدین با این خواسته‌ها به هر علتی مخالف هستند. همین مخالفت‌ها، کدروت‌ها و رنجش‌های روانی زیادی را پیش می‌آورد و به استقلال وی صدمه می‌زند. جوان برای یافتن این موارد به فضاهای جدید مثل فضای مجازی روی می‌آورد. در این محیط، فرد احساس استقلال می کند زیرا کسی به او باید و نباید نمی‌گوید، در محیطی مثل اینستاگرام فرد هر طور که دوست دارد خود را معرفی می‌کند و به نمایش می‌گذارد، افراد در این محیط‌ها معمولا با تعریف و تمجید بقیه روبرو می‌شوند؛ بنابراین گاهی در همین محیط‌های مجازی ممکن است با افرادی که سوء مصرف مواد دارند آشنا و به علت دوری از خانواده به سمت اعتیاد کشیده شوند.

وی محور آخر را “معنوی” خواند و گفت: وقتی ایمان سست شود اولین اتفاقی که می‌افتد این است که قبح گناه شکسته می‌شود و جوان رفاقت با مواد مخدر را به رفاقت با خدا و اهل بیت ترجیح می‌دهد و از دنیای حقیقی فاصله می‌گیرد. پس باید باورهای مذهبی در جوانان تقویت شود.

به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر، این استاد دانشگاه افزود: دشمن با طراحی اتاق فکرها، از کارشناسانی خبره‌ای برای کشاندن جوانان جوامع بشری به سمت اعتیاد استفاده می‌کنند و همواره به دنبال آن است که بداند جوانان یک کشور، به چه چیزهایی از لحاظ فکری نیاز دارند، چگونه می‌توان مغزشان را شستشو داد، لذا معتقدم برای مقابله، پیشگیری و مصون‌سازی جوانان کشور از شر این اتاق‌های فکر، همه دستگاه‌ها باید در کنار هم و پر قدرت تلاش کنند و از هیچ کوششی دریغ نکنند.

همچنین دولت و مسئولین با بسترسازی و فراهم آوردن شرایط نشاط اجتماعی از طریق امکانات ورزشی و شرایط تفریحی مناسب می‌توانند از فشار و نگرانی در همه اقشار به خصوص جوانان بکاهند و باعث افزایش حس رضایت و اعتماد به نفس در آنان شوند و با شناخت و شکوفایی توانمندی های جوانان در پیشگیری و مقابله با اعتیاد و آسیبهای اجتماعی پیش قدم باشند.
 

۲۳ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: برای شما هم پیش آمده که دچار احساس بیماری یا ترس از گرفتن یک بیماری را داشته باشید ولی زمانی که به پزشک مراجعه می‌کنید متوجه می‌شوید که بیماری خاصی ندارید و فقط دچار یک نوع اضطراب شده اید و به اشتباه خود را بیمار انگاشته اید.

این اتفاق ممکن است گاه برای هر فردی رخ دهد ولی افرادی هستند که زندگی‌شان با این تفکر دچار رنج و ناراحتی شدیدی می‌شود. خودبیمارانگاری چنین تعریف شده است: اشتغال ذهنی بیمار با ترس از بیمار شدن یا اعتقاد وی مبنی بر ابتلا به یک بیماری جدی به‌مدت دست کم ۶ماه. این ترس یا اعتقاد هنگامی ایجاد می‌شود که بیمار نشانه ها یا کارکردهای بدنی را اشتباه تفسیر کند. این اشتغال ذهنی سبب ناراحتی قابل ملاحظه و تخریب عملکرد بیمار می‌شود.

این اختلال روان‌پزشکی یا طبی دیگر قابل توجیه نیست و بخشی از بیماران دچار خودبیمار انگاری، بصیرت ضعیفی در مورد وجود این اختلال دارند. این افراد با برخورداری از سلامت بدنی و جسمی، خود را بیمار می‌پندارد و همواره از دردها و تکالیف فرضی شکایت می‌کنند. اغلب با آنکه معاینات و بررسی‌های طبی مکمل این افراد، هیچ مشکلی را نشان نمی‌دهد اما فرد خودبیمارانگار به ابتلا به یک بیماری جدی یا مرگبار معتقد است و با استرس و نگرانی بسیار، برای درمان خود تلاش می‌کند. این افراد همیشه دچار یک نوع وسواس فکری هستند و ترس از یک بیماری جدی دارند.

این بیماران اشتغال فکری و نگرانی پیوسته‌ای درباره حالت سلامت یا وضعیت بدنی خود دارند و بيشتر مواقع نیز در مورد عملکرد بدن خویش، دچار شک و تردید شده و شکایت‌های متعددی را از دردهای جسمانی خود ابراز می‌کنند. مبتلایان به این بیماری هر کارکرد بدنی را که عموم مردم بدیهی می‌دانند و توجهی به آن نمی‌کنند به صورت نشانه‌ای از یک بیماری درمان‌ناپذیر در نظر می‌گیرند. آن‌ها ممکن است فعالیت‌های طبیعی بدن مانند تندی و کندی ضربان قلب، سردرد عادی، اجابت مزاج ، عرق کردن، خستگی و حتی مسائل جزئی و غیرطبیعی دیگری چون بی‌خوابی، بی‌اشتهایی یا پراشتهایی تب، گلودرد، جوش‌ و دمل‌های کوچک، آبریزش بینی، یا دیگر تظاهرات معمولی را اغراق‌آمیز درک کرده و به عنوان علايم یا نشانه‌ای جدی از شرایط بد بیماری تصور کنند.

اگرچه گاهی ممکن است بر اعمال مبهم و پیچیده‌ای متمرکز شوند که معنایی جز بیماری خاص برای آن‌ها ندارد؛ به عنوان مثال بدن خسته و کوفته یا یک دل‌درد ساده از نظر آن‌ها نشانه‌ای برای شروع یک بیماری خطرناک و وحشتناک است. این تصور خودبیمارانگارانه، زمانی بیماری تلقی می‌شود که حداقل ۶ ماه از آغاز آن بگذرد و با وجود تایید و اطمینان کامل از سلامت بدن توسط پزشک، فرد همچنان بر بیمار بودن خود اصرار داشته و ترس از آن را به صورت مراجعه مکرر به کلینیک‌ها و درمانگاه‌های مختلف جبران کند. این بیماری به یک نسبت در زنان و مردان است و احتمال بروز آن در هر سنی حتی در بچه‌ها وجود دارد اگرچه شیوع بیشتر آن در اوایل بزرگسالی است. بروز اختلال خودبیمارانگاری به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله ویژگی‌های شخصیتی و خلقی، ‌شیوه تربیتی والدین و برخی شرایط خاص روان‌شناختی دیگر.

ویژگی‌های شخصیتی و خلقی 
بيشتر مواقع ویژگی‌های خلقی، زمینه مساعدی برای بروز این اختلال فراهم می‌کند؛ افراد خودبیمارانگار، ویژگی روان‌شناختی خاصی دارند که آن‌ها را بیش از دیگران مستعد ابتلا به این بیماری می‌کند. افراد عصبی (‌خودمنتقد، درونگرا و خودشیفته)، افرادی که نسبت به مسائل پیرامون خود بیش از اندازه حساس هستند و به سادگی از کنار مسائل مختلف زندگی نمی‌گذرند و همه چیز برای‌شان یک مساله و مشکل است یا کسانی که بیش از حد علاقه‌مند به پردازش امور مختلف

هستند یا آستانه تحمل بسیار پایینی دارند، بیش از افراد دیگر در معرض ابتلا به خودبیمارانگاری هستند. زمانی که براي اين افراد ناکامی کوچکي اتفاق می افتد آن را به یک شکست بزرگ تعبیر می‌کنند و از آن مشغولیت فکری می‌سازند و مدام با آن درگیر می‌شوند اما در نهایت ناتوانی در حل این دغدغه ذهنی و نیافتن راه حلی مناسب، باعث می‌شود فرد به کنکاش‌های ذهنی و فکری منفی روی آورد.

شیوه تربیتی والدین 
نوع رفتاری که والدین با فرزندان خود دارند، تاثیر بسزایی در بروز اختلال خودبیمارانگاری دارد؛ بی‌تردید والدینی که ویژگی‌های شخصیتی حساس و شکننده‌ای دارند، زمینه مساعدی برای بروز این اختلال در فرزندان‌شان فراهم می‌کنند. از سوی دیگر، در خانواده‌هایی که اختلالات اضطرابی شیوع فراوانی دارد، اختلال خودبیمارانگاری بیشتر است. اغلب چنین والدینی با فرزندان خود و حتی سایر دوستان و آشنایان با اضطراب، استرس و فشار روانی برخورد می‌کنند و به جای به‌کارگیری مهارت‌های حل مساله، نه‌تنها مدام با فشارهای روانی دست و پنجه نرم می‌کنند بلکه خود را نیز در برابر حل آن مشکلات ناتوان می‌بینند که به طور حتم این وضعیت بحرانی، قابل انتقال به فرزندان خواهد بود و آن‌ها را مجبور به فراگیری یا تقلید خواهد کرد.
اگرچه گاهی اوقات افراد خودبیمارانگار ،در تعامل‌های دوران کودکی خودآموخته اند که عاطفه و محبت را گدایی کنند و با تظاهر به بیمار بودن ترحم دیگران را جلب ‌کنند و به طریقی، از پذیرش مسئولیت‌ها طفره بروند. زمانی که در خانواده ای، والدین از الگوی اضطرابی و فشارهای وسواسی برای امر و نهی‌های مربوط به مواد غذایی و سلامت وضعیت جسمانی استفاده کنند؛ براي مثال «بایدصبحانه بخوری والا زخم معده می‌گیری»، «رنگت خیلی پریده، خوب غذا نمی‌خوری» و…؛ این باعث می شود که به مرور زمان، فرزندان احساس درماندگی‌کنند و مدام به بیماری فکر ‌کنند و در نهایت نیز به این باور برسند که بیمار هستند یا اینکه بیماری در کمین آن‌هاست.
علاوه بر این، گاهی ممکن است فرد در تعامل با اطرافیان خود اندک اندک به این نتیجه برسد که مشکلات جسمی‌اش جدی بوده و به وارسی‌های دقیق و بیشتر از بدن خود نیازمند است؛ به عنوان مثال وقتی فرد در خانواده راجع به مشکلات جسمی اش توضیح دهد و اطرافیان نیز او را تایید کنند، همین موضوع ممکن است موجب تقویت افکار خودبیمارانگارانه در فرد شود؛ اغلب چنین رفتاری در خانواده‌های با اختلال‌های وسواس بیشتر دیده می‌شود.

علل روان‌شناختی 
در معاینه این بیماران هیچ فرآیند آسیب‌شناختی‌ای قابل مشاهده نیست. بسیاری از متخصصان معتقدند توجه و تمرکز افراطی و غیرطبیعی این افراد بر بدن‌شان، خود نشانی از اضطراب درونی و بنیادین مبتلایان است. به نظر می‌رسد خود بیمارانگاری ناشی از جابه‌جا شدن اضطراب از منابع ذهنی ناخودآگاه به جسم باشد. گاهی اوقات بی توجهی و محبت نگرفتن از دنیای بیرون و اطرافیان باعث اين اختلال می‌شود. به این صورت که فرد با توجه کردن افراطی بر جسم خود مي‌خواهد این کمبود را جبران ‌کند. احساس عدم امنیت دلیل دیگری بر خودبیمارانگاری است. در این وضعیت فرد تهدیدات ناشناخته محیط را به عنوان تهدیدی بر سلامت جسمی خود تجسم می‌کند.

اگرچه خودبیمارانگاری منشأ روان‌شناختی دارد اما گاهی بیماری‌های جسمی نیز باعث بروز و تشدید این اختلال می‌شوند، براي مثال زمانی که فرد در درمان مشکلات جسمانی خود ناکام مانده و کامل بهبود نمی‌یابد، ممکن است به این نتیجه برسد که دچار یک مشکل جدی شده است و امتحان روش‌های درمانی دیگر فایده‌ای ندارد. این احساس ناکامی دلیلی بر ابتلای فرد به خودبیمارانگاری است.

 

۲۳ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

تجربه لذت‌ بخشی است و یکی از نیازهای اساسی انسان است اما تجربه بدخوابی یا بی خوابی را بسیاری داشته اند. به همین علت احساس خستگی و بی حالی در روز آنها آزار می‌ دهد و تا رسیدن به خواب کافی شبانه عمیق بعدی این حس با افراد است.

 برخی تصور دارند نداشتن خواب مناسب نمی تواند زیان آور باشد چون فرد در آن مدت به کارها و فعالیتش می رسد غافل از این که کمبود در خواب شبانه برروی فیزیولوژیک فرد تاثیر می گذارد.
 

برخی از این تغییرات متابولیسمی فقط در شب و موقعی که خواب هستیم اتفاق می‌ افتد و در صورت بی خوابی شبانه، خواب روز نمی‌ تواند جبران کننده این روند متابولیسمی باشد. تغییر و دگرگونی متابولیسم بدن باعث می‌ شود سطح هورمون های تنظیم اشتها به هم ریخته و مشکلاتی همچون پراشتهایی و افزایش وزن به همراه داشته باشد.
 

حجت الله فراهانی، روانشناس داشتن خواب مناسب را یکی از شاخص های سلامت برشمرد و گفت: افرادی که خواب شبانه خوبی ندارند اغلب از نوعی اختلال روانشناختی رنج می برند یا مستعد این اختلالات هستند.
 

فراهانی با بیان اینکه افراد یک سوم زندگی خود را در خواب هستند و این یک سوم بر روی دو سوم دیگر زندگی اثر گذار است، گفت: سندروم اختلال خواب با تاخیر یکی از اختلالات رایج میان نوجوانان و جوانان است.
 

وی به جایگزینی خواب شبانه در طول روز اشاره کرد و افزود: برخی باور دارند که اگر در طول شب نخوابند، می توانند در روز خواب را جبران کنند که کاملا اشتباه است.این استاد دانشگاه اضافه کرد: ساعت بیولوژیک مغز انسان بر اساس تاریک و روشن شدن هوا تنظیم شده است. با خواب روز جبران نمی شود و خسارات جبران ناپذیری را برای فرد دارد.
 

فراهانی عوارض نداشتن خواب شبانه را بسیار گسترده دانست و گفت: حواسپرتی، اضطراب، رشد ناکافی و اختلال در عملکرد شناختی از جمله عوارض نداشتن خواب شبانه است.وی گفت: خواب و رویا دیدن در خواب شبانه برای مغز مفید است زیرا مغز در طول خواب شبانه استراحت می کند و فرصت تازه شدن و آغاز فعالیت برای روز جدید را پیدا می کند.
 

این روانشناس رعایت بهداشت خواب را ضروری دانست و گفت: نخوردن مواد غذایی کافئین دار قبل از خواب شبانه، تماشا نکردن فیلم و تلویزیون قبل از خواب و توجه نکردن به مسائل اضطراب آور که در طول روز پیش آمده می تواند به افزایش کیفیت خواب منجر شود.وی پیاده روی را ورزشی مناسب برای داشتن خواب مناسب اعلام کرد و افزود: افزایش ترشح سروتونین به کاهش افسردگی و اضطراب و در ادامه خواب خوب منجر می شود.
 

فراهانی اضافه کرد: اختلال بی خوابی نشانه های مهمی دارد و کم و زیاد شدن اختلال خواب، مدت زمان قابل توجه این اختلال و تواتر در بی خوابی از جمله نشانه های مهم است.
 

این این روانشناس بالینی درباره روند درمان بی خوابی گفت: درمان روانشناختی علت بی خوابی و همچنین مصرف دارو و امواج درمانی از جمله این موارد است که در صورت لزوم باید در کنار یکدیگر انجام بگیرد.
 

فراهانی روش امواج درمانی را غیر تهاجی دانست و گفت: برخی افراد که دچار بی خوابی هستند، مغزشان بیش از حد نرمال امواج تولید می کند، بنابراین می توانند با امواج درمانی به درمان دست پیدا کنند.
 

وی با بیان اینکه بی خوابی عمر انسان را کاهش می دهد، گفت: مغز افراد که دچار اختلال بی خوابی هستند، کمتر استراحت می کند و این مساله موجب عوارض زیادی برای افرادی است که اختلال خواب دارند.
 

این متخصص روانشناسی بالینی گفت: با وجودی که اختلال خواب یکی از مشکلات مهم برخی مردم محسوب می شوند کمتر برای درمان آن به مراکز درمانی مراجعه می کنند اما این افراد در بلند مدت دچار مشکلات بیشتری می شوند

۲۳ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

در یکسال منتهی به اردیبهشت ۹۷ حدود ۶۰۵ هزار مورد واقعه ازدواج در کشور ثبت شد که همین آمار می‌گوید میانگین سن مردان در نخستین ازدواج به بالای ۲۷ سال رسیده است. همچنین سن ازدواج در دختران به ۲۳ سال نزدیک شده است. این اعداد نشان می دهد جوانان ازدواج خود را به دلایل گوناگون به تاخیر انداخته‌اند تا جایی که برخی کارشناسان معتقدند ارزش‌های نهفته در نهاد ازدواج معنی و مفهوم خود را در میان جوانان از دست داده است.

با اینکه دلایل مختلفی برای کم شدن میزان ازدواج در کشور و همچنین تاخیر سن ازدواج در جوانان مطرح می‌شود، اما به اعتقاد بسیاری صاحب نظران، نبود فضاهای آشنایی برای جوانان یکی از دلایل تاخیر یا کاسته شدن از انگیزه دختر و پسرها برای ازدواج به شمار می رود و کارشناسان همین عامل را یکی از عوامل اصلی در بالا بودن نرخ طلاق در سال‌های نخست زندگی می‌دانند؛ به طوری که براساس اعلام سیدجواد رضوی، مدیرکل دفتر نظارت بر امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در سال ۹۶ حدود ۱۱ درصد طلاق‌ها در سال نخست زندگی مشترک رخ داده است.

این واقعیت که نرخ طلاق با افزایش سال‌های زندگی مشترک در میان زوجین سیر نزولی به خود می‌گیرد نشانگر آن است که جوانان هرچه بیشتر نسبت به خصوصیات یکدیگر آشنا شوند، سازگاری بیشتری دارند و تمایل به تداوم زندگی مشترک در آنها افزایش می یابد؛ حقیقتی که اهمیت شیوه آشنایی و ازدواج در جوانان را بیش از پیش آشکار می کند.

از دیرباز آشنایی دختران و پسران با هدف ازدواج در جامعه سنتی ایران از طریق معرفی اقوام و بستگان نزدیک انجام می شده است. به طوری که دختر و پسر شاید بدون اینکه از قبل شناخت کاملی نسبت به یکدیگر داشتند، با وساطت بزرگان فامیل وارد فرآیند عقد و ازدواج می شدند. از آنجا که در این روش ازدواج نه پیوند ۲ نفر بلکه پیوند یک قوم، طایفه یا فامیل به شمار می رفت، تحت سیطره نهادهای سنتی و نظارتی، این ازدواج دوام بالایی داشت. با گسترش شهرنشینی و ورود مدرنیته به جامعه ایرانی و نفوذ آن حتی به دوردست ترین مناطق و روستاها، شیوه سنتی ازدواج کارکرد خود را از دست داده است و شاهد نوعی سردرگمی در میان جوانان برای ازدواج هستیم.

نیره توکلی، جامعه شناس در همین زمینه معتقد است که نوع جامعه در هر مرحله‌ای با نوع روابط انسان‌ها، آشنایی‌ها و ازدواج به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی رابطه دارد. در جوامع سنتی که روابط بیشتر چهره به چهره بود، ازدواج قراردادی بین ۲ خانواده به شمار می‌رفت و اصطلاحاتی چون «ناف بریدن» و «اسم روی هم گذاشتن» مربوط به همین دوره است. در این دوره عشق و آشنایی نقش چندانی در ازدواج نداشت. جوامع کوچک و کم تعداد بود و افراد به صورت رو در رو همدیگر را می شناختند. اما با رواج شهرنشینی و افزایش جمعیت شهرها، روابط چهره به چهره از بین رفت و نهادهای دیگری چون نهادهای آموزشی، محیط کار و اشتغال و فعالیت‌های هنری و … جای مناسبات فردی را گرفت. البته هنوز در جوامعی که بسته تر هستند روابط خویشاوندی و درون گروهی تحت عنوان «درون همسری» رواج بیشتری دارد.

امروز با توسعه جوامع و در ایجاد جامعه مدنی، بیشتر آشنایی‌ها و ازدواج‌ها باید از طریق نهادهای اجتماعی، شغلی، آموزشی، ورزشی و نهادهایی از این دست رخ دهد که دختر و پسر در این فضا با هم آشنا می شوند.

این استاد جامعه شناسی با توصیف جامعه امروز ایران و نهادهای دخیل در آشنایی دختران و پسران می‌افزاید: در جامعه امروز ایران با ۲ موضوع مواجهیم. از سویی نهادهای سنتی و خانوادگی کارکرد خود را از دست داده است و از سوی دیگر نهادهای جدید که حد واسط افراد در روابط اجتماعی هستند به خوبی جایگاه خود را پیدا نکرده است. تفکیک‌های جنسیتی

در فضاهای عمومی که گاه در آن افراط هم شده است سبب شده تا دختر و پسر نتوانند به نحو سالم در محیط تحت نظارت عمومی وارد یک رابطه اجتماعی با هدف آشنایی و ازدواج شوند. البته مساله فقط نفس آشنایی نیست بلکه در حین تعاملات اجتماعی سالم، بهترین و عمیق ترین آشنایی شکل می گیرد. در فضاهای بازی که جامعه با عرف و سنت‌های خود تعیین می کند روابط تا چه اندازه مجاز است پیش برود و اگر از آن تخطی صورت پذیرد، نهادهای کنترلی جامعه به سرعت وارد عمل می شوند.

توکلی می گوید: اگر تعاملات اجتماعی سالم جایگزین آشنایی‌های زودگذر شود، این شرایط فضایی را سبب می شود تا افراد پیش از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرند، شناختی بهتر از هم کسب می کنند که نتیجه ارتباطات اجتماعی است؛ نه نقش بازی کردن، غلو کردن یا پنهان کاری با هدف رسیدن به ازدواج. دختر و پسر در تعاملات واقعی اجتماعی وجوه بیشتری از شخصیت خود را نشان می دهند. متاسفانه ما در وضعیت فعلی در کشور چشم جامعه را کور کرده ایم یعنی اجازه نداده ایم جامعه براساس عرف و سنت خودش زمینه ساز آشنایی‌های پیش از ازدواج باشد. از طرفی شاهدیم که فضای مجازی رونق بسیاری پیدا کرده است و جای بی کارکردی بسیاری از نهادها همچون آموزش، اطلاع رسانی نهادهای هنر و … را گرفته است. در سالهای اخیر فضای مجازی کارکرد معرفی جوانان و آشنایی آنها را هم تا حد زیادی در انحصار خود گرفته است و تبدیل به تنها جایی شده که افراد بتوانند با هم آشنا شوند.

وی با بیان آسیب‌های آشنایی دختر و پسر در فضای مجازی و ازدواج با این شیوه می‌گوید: در این فضاها امکان شناخت خیلی کم است به ویژه برای افراد عادی و متعارف که روابط شخصی خود را در فضای مجازی وارد می کنند نه بیان اعتقادات و منش‌های شخصی و اجتماعی را. این فضا می تواند اهداف و انگیزه‌ها و میزان صداقت و فریبکاری افراد را به طور کامل مخفی کند و امکان راستی آزمایی اطلاعات را به حداقل کاهش دهد.

توکلی در مورد دلایل جولان فضای مجازی در آشنایی دختران و پسران جوان می افزاید: فضای مجازی تنها فضای باقی مانده است که می‌تواند هم مثبت باشد هم منفی. می تواند با آزادی که در اختیار جوانان قرار می دهد، این عرصه را هم فراهم کند که افراد فریبکار وارد شوند و افراد سالم طعمه آنها قرار گیرند اما همواره این امکان هم وجود دارد که روابط سالمی هم شکل بگیرد.

سیدناصر نوربخش کارشناس آسیبهای اجتماعی هم معتقد است برای برون رفت از وضعیت فعلی، جامعه باید براساس عرف و سنت‌ها و خط قرمزهای خودش تصمیم گیری کند. پشت درهای بسته و فضای مجازی خط قرمزها از بین می‌رود و هر خطری امکان وقوع دارد. با این حال معتقدم با دستورالعمل کار پیش نمی رود؛ باید آگاهی جوانان را بالا برد. جذابیتی ندارد که پدر و مادر دائم به جوانان نصیحت و توصیه کنند. فضای مجازی خلاء هایی در برقراری ارتباط برای جوانان پر می کند و ما باید جذابیت‌های موازی را شکل دهیم تا فضای مجازی کارکرد خودش را داشته باشد و جامعه هم راه خود را برای زمینه‌سازی آشنایی ازدواج جوانان هموار کند.

وی می‌گوید: تنها از این راه می‌توانیم فضای مجازی را کنترل کنیم و به گسترش ازدواج‌های اگاهانه و عاقلانه مبتنی بر شناخت بیشتر جوانان از هم اقدام کنیم. امروز می بینیم جوانان اشتیاق زیادی به فعالیت‌های اجتماعی چون سینما و کنسرت و رفتن به استادیوم‌های ورزشی و دیگر فضاهای محدود شده نشان می‌دهند. مسلما اگر چنین فضاهایی بیشتر شود و اجازه دهیم جوانان خودشان در این موقعیت‌ها نشان دهند این خودبه خود آسیب‌های فضای مجازی را کم می کند. وقتی شفافیت را عیب ندانیم و موقعیت‌هایی را ترسیم کنیم که روابط شفاف و امن توأم با حمایت اجتماعی شکل بگیرد و جوان در این فضا احساس هنجارشکنی و قانون گریزی نداشته باشد، می توانیم امیدوارم باشیم که میزان شناخت آنها از یکدیگر بیشتر شود.

در شرایطی که به دلایل مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و … ازدواج برای جوانان جذابیت گذشته را ندارد، لازم است جامعه در بستر فرهنگی خود و با رعایت چارچوب‌های متعارف، فضایی سالم را برای ایجاد زمینه آشنایی جوانان فراهم کند تا در کنار تعمیق شناخت جوانان از یکدیگر تحت نظارت خانواده ها، با جولان فضای مجازی که عرصه را خالی از رقیب می‌بیند، مقابله شود. 

۲۳ام مرداد ۱۳۹۷ سورن

انتخاب‌ در زندگی هر فردی مهم است و این روزها یکی از انتخاب‌های مهم، انتخاب رشته تحصیلی یا کنکور سراسری پیش روی نوجوانان و دبیرستانی‌ها است؛ انتخابی که می‌تواند مایه افسردگی، خسران یا موفقیت افراد باشد، در طول زندگی روزمره، بسیاری را می‌بینیم که نسبت به حال دیگران غبطه می‌خورند یا نسبت به حال اکنون یا گذشته خود افسوس می‌خورند، این نکته دقیقا ماحصل همین انتخاب‌های درست، به موقع یا اشتباه است.

 

اکثر افراد به دلایل مختلف دچار بحران در زندگی خود می‌شوند که این بحران بیشتر در میانسالی برای فرد رخ می‌دهد که به آن بحران هویت می‌گویند؛ در این حالت، افراد در انتخابات خود دچار شک می‌شوند و نسبت به مسیر گذشته خود دو دل هستند، ۳ انتخاب بزرگ در زندگی پیش روی ما قرار دارد که  شامل انتخاب تحصیل، شغل و همسر است و این ۳ عامل می‌تواند باعث ایجاد احساس موفقیت و شکست در آینده شود.

 

 معمولا افراد بر اساس نوع انتخاب تحصیل، شغل و همسر، زمینه‌ها و میزان موفقیت یا شکست خود را توصیف می‌کنند؛ در جامعه کنونی افراد را بر اساس این سه مورد، در طبقه بندی‌های اقتصادی، اجتماعی و نوع سبک زندگی قرار می‌دهیم و حتی اعتماد به نفس آن‌‌ها را از روی این انتخاب‌ها می‌توان تشخیص داد.

 

بسیاری از دانشجویان در سال‌های اول تحصیلی با افت تحصیل مواجه می‌شوند، یا در این راستا تغییر رشته می‌دهند یا دو رشته‌ای می‌شوند، یا افت تحصیلی نشون می‌دهند و مسیری که نتیجه مثبتی برایشان ندارد را انتخاب می‌کند، در واقع می‌توان گفت این افراد اجازه داده‌اند نتیجه کنکور برای آن‌ها مسیر زندگی را انتخاب کند.

 اگر یک نفر در کنکور رتبه یک می‌شود به این معنا نیست که می‌تواند در هر رشته‌ای ادامه تحصیل دهد، بلکه علاوه بر توانمندی‌ها، انگیزه و علاقه آن فرد در انتخاب رشته بسیار مهم است اما خیلی از دانشجویان اجازه داده‌اند رتبه تحصیلی راه را برای آن‌ها انتخاب کند. در نهایت این انتخاب نادرست  بسیاری افراد را در این راستا مجبور به تغییر رشته و تکرارمجدد کنکور می کند.

 

 

در سال‌های اخیر شاهد این بوده‌ایم که بسیاری افراد تغییر رشته داده‌اند و به سمت رشته تجربی رفته‌اند، چرا که بسیاری افراد به دنبال کسب در آمد، به سراغ این رشته می‌روند و در نهایت متوجه می‌شوند به رشته دیگری علاقه دارند و تغییر رشته می‌دهند، گاهی دیده می شود افرادی که پزشکی خوانده‌اند نه تنها به طبابت علاقه نداشتند بلکه فقط استعداد تحصیل در رشته پزشکی را داشتند و بعد از فارغ التحصیلی به کارهای اداری و پشت میز نشینی و غیره مشغول شده اند.

 

برای انتخاب درست رشته تحصیلی چه باید کرد؟

این روانشناس سلامت با بیان اینکه افراد باید زمانی وارد کاری می‌شوند از قبل پیش آگهی نسبت به آن داشته باشند، اظهار کرد: این پیش آگاهی مانند خریدن هندوانه است، وقتی می‌خواهیم هندوانه بخریم به رنگ، شکل ظاهری و حتی صدای آن گوش می‌دهیم که انتخاب مناسبی داشته باشیم این درحالی است که انتخاب یک هندوانه یک انتخاب کم هزینه و حتی بی‌ارزش در برابر انتخاب رشته تحصیلی است،  بارها شنیده‌ایم که فرد اصلا از آن رشته اطلاعی ندارد و تنها به دلیل علاقه‌ای که به اسم و رسم آن رشته دارد به آن رو می‌آورد در واقع باید گفت که یک فرد می‌تواند با انتخاب درست یک مسیر درست را نیز طی کند.