سورن




۸ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

این مسئول خاطرنشان کرد: میزان نمک موجود در این نوع فرآورده‌های گوشتی یک تا سه درصد است و از همین‌رو با مصرف این اقلام ضمن ایجاد پر فشاری خون سلامت افراد تهدید می‌شود و احتمال ابتلا به بیماری‌های ذکر شده را افزایش می‌دهد.

کارشناس مرکز اطلاع‌رسانی غذا، آرایشی و بهداشتی معاونت غذا و دارو تصریح کرد: مصرف پنیر‌های شور به‌علت میزان نمک زیاد، یکی دیگر از عواملی است که به ابتلای تدریجی افراد به فشار خون یا تشدید این بیماری در افراد مبتلا منجر می‌شود.

هم‌چنین محصولات کنسروی مانند انواع زیتون، خیار شور و انواع مختلف ترشیجات، کنسرو‌های نخود فرنگی، ذرت، کنسرو انواع سبزیجات، انواع سس‌های مایونز، سس‌های گوجه فرنگی، کچاپ، انواع سوپ‌های آماده، انواع سالادها، ساندویچ‌های آماده و … و نیز به سبب داشتن مقادیر فراوانی از نمک در فرمولاسیون خود برای بیماری‌های پر فشاری خون و بیماران قلبی مضر و خطرناک است.

وی ادامه داد: بر اساس آمار و تحقیقات انجام شده، کودکان گروه سنی ۱ تا ۲ سال کشور ما، چیپس و پفک می‌خورند در حالی که مصرف این نوع خوراکی‌ها برای کودکان زیر ۲ سال به هیچ وجه توصیه نمی‌شود. این روش تغذیه نادرست به مرور زمان کودک را دچار اختلال رشد می‌کند، سیری کاذب می‌دهد و ذائقه او را تغییر می‌دهد که باعث می‌شود به مرور زمان فقط به مصرف غذا‌های چرب و شور تمایل نشان دهد. این روش تغذیه نادرست در سنین بالاتر مشکلات قلبی و پر فشاری خون را به‌دنبال خواهد داشت.

این کارشناس با اشاره به این‌که مطالعات نشان می‌دهد که مصرف زیاد فرآورده‌های قندی نیز از عوامل پرخطر در بیماری‌های غیرواگیر محسوب می‌شوند، افزود: انواع کیک‌ها و شیرینی‌ها، شکلات‌ها، شربت‌ها و آبمیوه‌های صنعتی به سبب داشتن مقادیر زیاد قند چنانچه خارج از حد اعتدال مصرف شوند، می‌توانند در افراد مبتلا به پر فشاری خون، دیابت و بیماران قلبی ایجاد مشکل کنند. هم‌چنین نشاسته موجود در فرآورده‌های غلات مانند قند در افزایش فشار خون موثر است.

۸ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

به گزارش سورن پینت روابط عمومی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره اعلام کرد: خبرگزاری فارس در روز جمعه ۹۷/۱/۳۱ خبری تحت عنوان حاشیه های فارس از دیدار نوروزی مسئولین نظام روان شناسی و مشاوره کشور با جمعی از روان شناسان و مشاوران درج نموده است که آن خبر به دلایل ذیل دارای سوءگیری، غیر واقعی و فاقد اعتبار است:

اولاً: برگزار کننده این مراسم سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور نبوده است و این دیدار نوروزی با همت خانه اندیشمندان علوم انسانی شهرداری تهران برگزار گردیده و شخصیت های شرکت کننده و سخنرانان مراسم به دعوت مسئول برگزاری مراسم حضور پیدا کرده بودند و این سازمان هیچ برنامه نوروزی نداشته است.

ثانیاً: کسانی که اقدام به ایجاد تشنج در این مراسم کردند دو نفر از افرادی بودند که به لغو مجمع روز جمعه ۹۷/۱/۳۱ اعتراض داشتند که البته تعداد محدودی از دانشجویان بعضا ترم یک لیسانس را جهت این کار با خود همراه کرده بودند! بنابراین اینکه در خبر از لفظ روان شناسان و مشاوران معترض استفاده شده است کذب محض است و قابل استناد نیست ( عکس و فیلم مراسم موجود است).

ثالثاً: محتوای خبر کاملاً یکسویه است. در این خبر صرفاً رفتار تعداد اندکی دانشجو که عضو سازمان نبوده و با هماهنگی قبلی که قصد بی نظمی در مراسم را داشتند، برجسته گردیده است و به سخنان دکتر عماری مسئول برگزاری مراسم، دکتر فولادی عضو هیات مدیره انجمن مشاوره ایران و متانت و سعه صدر دکتر محمد حاتمی اشاره ای نشده است و کل زمان تشنج و همهمه ۲۰ دقیقه بوده است در حالیکه خبرگزاری فارس به شیوه ای خبر را تنظیم کرده است که اتفاق مهمی رخ داده است.

انتظار می رود خبرگزاری فارس مانند سایر اصحاب رسانه با بیان واقعیات باعث آرامش در جامعه شود.

۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: گزارش جدید محققان دانشگاه هاروارد نشان می دهد اکثر افراد مبتلا به کلسترول بالا درمان نمی شوند و داروهای استاتین مصرف نمی کنند؛ داروهای استاتین موجب کاهش تولید کلسترول از طریق کبد می شوند.

میزان عادی کلسترول که توسط بدن و همچنین در قالب مصرف برخی مواد خوراکی تولید می شود، برای عملکرد سالم بدن نیاز است. اما در صورت افزایش غلظت کلسترول در خون، رسوبات چربی در رگ های خونی گسترش یافته و موجب اختلال در جریان خون می شوند. در نتیجه ریسک حمله قلبی افزایش می یابد چراکه این عضو بدن قادر به دریافت اکسیژن کافی از طریق خون نخواهد بود. افراد مبتلا به کلسترول بالا در معرض ریسک بالا سکته و لخته شدن خون هم قرار دارند.

فاکتورهای زیادی در ابتلا به کلسترول بالا نقش دارند که البته برخی از آنها قابل کنترل هستند.     

مصرف مواد خوراکی حاوی مقادیر بالا چربی اشباع شده و چربی ترانس (گوشت، شیر پرچرب، چیپس، پنیر، غذاهای سرخ شده) موجب افزایش کلسترول می شوند. افراد دارای سبک زندگی بی تحرک و افراد دارای اضافه وزن هم دارای میزان پایین کلسترول HDL (کلسترول خوب) که مسئول بازگرداندن کلسترول اضافی به کبد است، هستند. سیگار کشیدن از فاکتورهای اصلی کاهش HDL است.
ژنتیک می تواند فاکتور غیرقابل کنترلی باشد. سایر گروه های پرخطر مربوط به ابتلا به بیماری های نظیر کم کاری تیروئید، بیماری مزمن کلیوی، و برخی انواع بیماری کبدی است.

کلسترول بالا به عنوان قاتل خاموش شناخته می شود که هیچ علامتی ندارد و تنها از طریق انجام آزمایش خون قابل تشخیص است.
متخصصان برای پیشگیری از ابتلا به کلسترول بالا توصیه به حفظ وزن سالم و افزایش تحرک فیزیکی می کنند.
همچنین مصرف فیبر محلول که در مواد خوراکی نظیر جو، میوه، لوبیا، عدس و سبزیجات یافت می شود نیز می تواند به کاهش کلسترول بد یا LDL کمک کند.

اجتناب از مصرف مشروبات الکلی و ترک سیگار هم در بهبود میزان HDL و کاهش ریسک بیماری قلبی-عروقی موثرند.

۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: کتاب «مقدمات روانشناسی اریکسون» از سری کتاب‌های مقدمات روانشناسی ‌است، پیش از این عنوان‌های مقدمات روانشناسی یونگ، مقدمات روانشناسی فروید، مقدمات روانشناسی آدلر توسط انتشارات آینده درخشان و مقدمات روانشناسی فروم توسط انتشارات پندار تابان منتشر شده‌است.

این کتاب تلاش دارد، ویژگی‌های دوره‌های تاریخی را از نظر بالینی بررسی کند. اما این تنها می‌تواند به معنای تاکید بر نشانه‌شناسی برخی از اختلالات روان‌شناختی باشد، که در یک برهه‌ی معین، بر اقلیت قابل توجهی ازجمعیت غالب می‌شود.

اگر فرزندان شما در سنین نوجوانی به سر می‌برند، و یا خود، در جستجوی شناخت شخصیت و تاثیر زمان و جامعه بر شکل‌گیری آن هستید، مقدمات روانشناسی اریکسون می‌تواند پاسخ مناسبی به سوال‌های شما در مورد روند تکامل افراد باشد.

اریکسون را با سه پیش‌گفتار آغاز نموده است که به توضیح مقالات گذشته‌ی خود می‌پردازد، اولین مقاله ترکیبی از مشاهدات و برداشت‌های درمانی کاربردی را مشخص می‌کند که ‌می‌تواند درمان‌گر را در راستای باز اندیشی در مورد فرض‌های خویش هدایت‌کند. این مقاله «رشد و بحران‌های شخصیت سالم» نام دارد، مقاله‌ای که در کنفرانس پژوهشی کاخ سفید که در سال ۱۹۵۰ برگزار شد، و از اریکسون در این کنفرانس به عنوان یک درمانگر دعوت شده بود تا خطوط کلی واقعیت‌های معتبر و نظریه‌های نویدبخش سلامت روان در دورران کودکی را تدوین کنند، ارائه گردید.

مقاله‌ی بعدی «مشکل هویت ایگو» که به درخواست کمیته‌ی برنامه‌ریزی انجمن روان‌کاوی آمریکا برای ارائه در بخشی از گردهمایی سالیانه‌ی میان زمستانی تهیه شده است. مجموعه ای از یادداشت‌های گسترده است که در آن اریکسون ارتباطی بین گروه‌های مختلف کودکان مورد مطالعه ایجاد می‌کند. این یادداشت ها نماینده منابع اصلی مورد استفاده برای دوران کودکی و جامعه است.

اریک. اچ. اریکسون درمانگر و نظریه پرداز در حوزه‌ی روانکاوی و رشد، نویسنده کتاب‌های حقیقت گاندی، کودکی و اجتماع، لوتر جوان و هویت: نوجوانی و بحران و همین‌طور برنده جایزه پوایتزر و جایزه‌ی کتاب ملی است.

کتاب «مقدمات روانشناسی اریکسون» با ترجمه‌ی دکتر سهیلا خداوردیان و دکتر سعید حسن زاده در ۱۹۲ صفحه به بهای ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان از سوی انتشارات پندار تابان روانه‌ی بازار نشر شد.
 

۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: روزنامه خراسان در صفحه حوادث خود در مطلبی نوشت:

سال هاست که دیگر از آن عشق و علاقه ای که در نامه های عاشقانه اش موج می زد، خبری نیست من آن عشق مرده را در قلبم دفن کرده ام به طوری که دیگر بر اثر گذشت زمان نه تنها به فراموشی سپرده شده است بلکه هر روز تنفرم از این «عشق مرده» بیشتر می شود. دیگر سال هاست که خیانت های همسرم بر زندگی خالی از مهر و عاطفه ام سایه انداخته است و من در این خانه سرد و بی روح، چون مترسکی متحرک روزگار می گذرانم اما وقاحت و بی شرمی های همسرم تا جایی رسید که مزاحمت های خیانت بارش برای یکی از نزدیکانم آغاز شد و …

زن ۳۰ ساله که از شنیدن جملات دردناک دختر عمویش زجر می کشید در حالی که بیان می کرد هر کلمه ای که درباره خیانت های همسرم بر زبان دختر عمویم جاری می شود گویی تیری آغشته به زهر است که بر قلبم می نشیند، به کارشناس و مشاور اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: درست ۱۰ سال قبل بود که اولین نامه عاشقانه «شهروز» را با هیجان خاصی باز کردم او هر روز از کنار پنجره منزلمان که رو به خیابان باز می شد، می گذشت. شهروز به بهانه های مختلفی کنار خودروهای پارک شده یا پشت درختان حاشیه خیابان می ایستاد و پنهانی چشم به پنجره می دوخت. من هم که عاشق قیافه جذاب او شده بودم گاهی از کنار پنجره عبور می کردم و نیم نگاهی به او می انداختم تا این که روزی در خانه تنها بودم و او نامه ای سراسر از عشق و عاطفه را کنار پنجره قرار داد و رفت.

با خواندن آن نامه پر از احساسات قشنگ دل به او بستم و برای ازدواج با شهروز پدر و مادرم را در تنگنا قرار دادم.

آن روز نمی دانستم که این نامه های عاشقانه فراتر از یک اشتباه دوران جوانی است و زندگی ام را نابود می کند. چرا که نمی فهمیدم شعله های عشقی که با نامه زبانه می کشد روزی با وزش یک باد به سوی زنان و دختران دیگر نیز رهسپار خواهد شد و زندگی های زیادی را به خاکستر تبدیل می کند.

با آن که اکنون ۱۰ سال از آن روزها می گذرد اما من از همان اوایل زندگی مشترک به پیام ها و تلفن های همسرم مشکوک شدم و به خیانت هایش پی بردم با وجود این نمی توانستم ماجرای خیانت هایش را آشکار کنم چرا که از نگاه ها و سرزنش های خانواده ام شرم می کردم. در دلم غوغایی برپا بود و رنج و عذاب سراسر وجودم را می سوزاند چرا که یک زن تنها چیزی را که در زندگی نمی تواند تحمل کند «خیانت» است.

بالاخره بعد از گذشت هفت سال دیگر طاقت نیاوردم و به او گفتم که از همه چیز خبر دارم ولی شهروز با وقاحت مقابلم ایستاد و گفت دوست دارم با زنان دیگر ارتباط داشته باشم با این جمله رشته باریک علاقه ام به او نیز بریده شد و در واقع از او طلاق عاطفی گرفتم او حتی از پسر هشت ساله ام نیز شرم نمی کند و در حالی به کارهای زشتش ادامه می دهد که این بار برای دختر عمویم مدام ایجاد مزاحمت می کند.

عالیه هم که نمی خواهد همسر و بستگانش چیزی از این ماجرا بفهمند برای پیشگیری از یک درگیری خونین موضوع را برای من بازگو کرد. من هم از او خواستم تا از شوهرم شکایت کند شاید به خاطر موقعیت اجتماعی اش دست از این اعمال کثیف بردارد. اما ای کاش …

۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: لاله شهیدی دکترای روانشناسی عمومی و مشاور نوجوان و خانواده درباره اختلال وسواس فکری- عملی (OCD) اظهار کرد: مشخصه اصلی این اختلال روانی افکار غیرقابل کنترل و ناخواسته است؛ این افکار ناخواسته به ذهن فرد خطور پیدا می‌کند، در برخی از این مواقع هم افراد احساس اجبار درونی برای انجام الگو‌های مکرر رفتاری دارند، به عبارتی دیگر مبتلایان به وسواس فکری- عملی آئین‌های خاصی را انجام می‌دهند تا اتفاق خاص و ناگواری برای آن‌ها رخ ندهد.

در برخی مواقع اختلال وسواس فکری -عملی به شکل چک کردن بروز پیدا می‌کند، به طور مثال افراد دچار این اختلال به تعداد زیاد درب منزل را چک می‌کنند که قفل کرده‌اند یا خیر.

این روانشناس درباره طبقه بندی اختلال وسواس فکری- عملی گفت: در گذشته اختلال وسواس فکری- عملی را در دسته اختلالات اضطرابی قرار می‌دادند، اما اکنون این اختلال جزو رفتار‌های وسواسی محسوب می‌شود؛ اختلال وسواس به ۲ نوع فکری و عملی تقسیم بندی می‌شود.

میزان شیوع اختلال وسواس فکری- عملی

شهیدی درباره میزان شیوع اختلال وسواس فکری- عملی تأکید کرد: بر اساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی شیوع ۱۲ ماهه اختلال وسواس فکری- عملی در ایالات متحده آمریکا ۱.۲ درصد بوده و شیوع بین المللی این اختلال ۱.۱ تا ۱.۸ درصد است؛ زنان در بزرگسالی و مردان در کودکی بیشتر به این عارضه دچار می‌شوند؛ اختلال وسواس فکری- عملی از نوع شستشو بیشتر زنان را درگیر خود می‌کند.

وی با بیان اینکه در برخی مواقع اختلال وسواس فکری- عملی در فرد به شکل شستشو بروز پیدا می‌کند، اظهار کرد: این افراد اغلب نگرانی و ترس شدیدی نسبت به آلودگی دارند؛ آن‌ها می‌ترسند که مبادا بیمار شوند.

این مشاور نوجوان و خانواده تصریح کرد: مبتلایان به اختلال وسواس فکری- عملی در برخی مواقع کار‌های انجام شده را به دفعات چک می‌کنند؛  در غیر این صورت تصور می‌کنند که  آسیب یا خطری برای خودشان یا اعضای دیگر خانواده پیش می‌آید.

مبتلایان به اختلال وسواس فکری- عملی اغلب شکاک هستند آنها تمایل دارند که کار‌ها و فعالیت‌هایشان را درست و بدون عیب و نقص انجام دهند، زیرا فکر می‌کنند که اگر این کار‌ها را درست و کامل انجام ندهند مورد مجازات و تنبیه قرار می‌گیرند.

افرادی که اختلال وسواس فکری- عملی از نوع شمارش دارند تمایل به شمارش دارند؛ این اشخاص مثلا وقتی در خیابان راه می‌روند تعداد کاشی‌های پیاده رو را می‌شمارند. مبتلایان به وسواس فکری- عملی در برخی مواقع باور‌های خرافی دارند؛ این افراد همچنین تمایل دارند که همه وسایل کهنه و قدیمی‌شان را نگه دارند، زیرا آنها اعتقاد دارند که ممکن است روزی به این وسایل احتیاج داشته باشند، البته این ویژگی بیشتر در افراد مسن دیده می‌شود.

مبتلایان به وسواس فکری- عملی در پاره‌ای از موارد می‌ترسند که مبادا به خود یا دیگران آسیبی برسانند یا کنترل خود را از دست بدهند. این افراد اغلب تمرکز بیش از حد بر اخلاقیات دارند.

مبتلایان به وسواس فکری- عملی اغلب نظم و ترتیب خاصی دارند؛ این افراد تمایل دارند که وسایلشان قرینه و منظم باشند.

مبتلایان به وسواس فکری- عملی در برخی از موارد کلمات خاصی را تکرار می‌کنند یا با انگشتان پاهایشان ضرب می‌گیرند؛ این افراد گاهی کار‌های بی‌معنا هم انجام می‌دهند.

این روانشناس با بیان اینکه زیربنای وسواس اضطراب است، افزود: مبتلایان به وسواس فکری- عملی اغلب رفتار‌های وسواسی را برای کاهش اضطراب و استرسشان انجام می‌دهند؛ این رفتار‌ها موجب آزار و اذیت شدید فرد و اعضای خانواده می‌شود. رفتار‌های وسواسی عملکرد روزانه فرد را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد.

موثرترین راهکار‌ها برای درمان اختلال وسواس فکری- عملی
شهیدی با بیان اینکه اختلال وسواس فکری- عملی بسیار مقاوم به درمان است، اظهار کرد: مبتلایان به این اختلال باید از طریق دارو درمانی و مداخلات روانشناختی مانند مواجهه سازی رفتار‌های وسواسی خودشان را کاهش دهند؛ همچنین برای اینکه اثربخشی درمان افزایش پیدا کند باید دارو و رفتار درمانی همزمان با هم انجام شود؛ قطع خودسرانه و بدون مشورت با پزشک داروها می‌تواند عود بیماری در افراد را به همراه داشته باشد.

وی درباره میزان موفقیت درمان اختلال وسواس فکری- عملی یادآور شد: میزان موفقیت درمان این اختلال بستگی به شدت آن دارد؛ اختلال وسواس فکری- عملی در برخی مواقع با افسردگی همراه می‌شود که در این شرایط باید نخست افسردگی را درمان کنیم سپس رفتار‌های وسواسی را کاهش دهیم.
 

۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

به گزارش سورن پینت رضا جعفری، مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور در گفت‌و‌گو با ایلنا در رابطه با کودکان کار و پیگیری وضعیت آن‌ها گفت: اقدامات ما در حوزه مصوبهٔ هیات‌وزیران در مورد بحث ساماندهی کودکان کار و خیابان است که در واقع آن را به‌روز کرده‌ایم و به وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی تحویل داده ایم تا در کارگروه آن‌ها مطرح شود که در صورت تصویب به نفع کودکان خواهد بود.

جعفری با اشاره به بحث مرکز حمایتی آموزشی کودک و خانواده گفت: خدماتی پیش‌بینی کرده‌ایم که هم کودک و هم خانواده کودک را حمایت می‌کند؛ چون اعتقاد ما بر این است که مشکلات معیشتی در حوزهٔ خانواده باعث می‌شود که کودکان کار و خیابان به جای اینکه در خانه بمانند  یا به مدرسه بروند و تحصیل کنند؛ این وضعیت برایشان پیش بیاید.

وی افزود: در بحث اتباع خارجه هم این مشکل را داریم یعنی خانواده‌هایی که به خوبی مسئولیت‌پذیر نیستند و این بچه‌ها را به خیابان می‌فرستند. در برخی مواقع پدر و مادری که این کار را انجام می‌دهند، تعهد می‌دهند که فرزندشان دیگر‌ برای کار به خیابان نیاید، ولی باز این اتفاق رخ می‌دهد و ما از دادستان و قوه قضائیه خواسته‌ایم که در این قسمت به ما کمک کنند که خانواده هم تکلیف خودش را در مورد بچه به نحو احسنت انجام بدهد.

وی با اشاره به فعالیت NGO‌های فعال در تهران که با بهزیستی همکاری می‌کنند، بیان داشت: آن‌ها در بحث مرکز حمایت آموزشی فعال هستند. ما نیازمند این هستیم که آنها به کمک ما بیایند.در حقیقت کودک خیابانی به اندازه‌ای زیاد است که اصلا سازمانی به‌تنهایی نمی‌تواند کاری انجام بدهد؛ یعنی باید هم از طرف سایر سازمان‌ها و هم از طرف NGO‌ها به ما کمک بشود چون این‌ها هم در واقع در بحث شناسایی خیلی خوب اقدام کردند و هم پشتوانه‌ سرمایه‌ اجتماعی‌ آنها به اندازه‌ای هست که مثلا در بحث زندگی کودکان خیابانی دست سازمان را بگیرند. همکاری آن‌ها یک پیشنهاد خوب است و ما هم استقبال می‌کنیم.

جعفری گفت: حضور کودک در خیابان مشکل حادی است. کودک خیابانی از همه حق و حقوق خود محروم است. با بررسی‌ سازمان بهزیستی مشخص شد خود بچه‌ها هم واقعا راضی نیستند که به خیابان بیایند؛ یعنی آن نگاه تحقیرآمیز و حتی گا‌ها خشونت‌هایی که از طرف شهروندان اعمال می‌شود را دوست ندارند؛ چراکه عزت‌نفس و کرامت نفسشان مخدوش می‌شود. در واقع این دو بحث حرمت و آن بحث تکریم باید در مورد این بچه‌ها اعمال بشود.

وی در ادامه گفت: در واقع غیر از این کمک‌هایی که از سوی مرکز حمایت آموزشی کودک و خانواده انجام می‌شود، ما دو بحث را هم پیش‌بینی کرده‌ایم، هم بحث عیدانه و هم مهرانه و ۹۰۰۰ کودک را نیز شناسایی کرده‌ایم و پیش‌بینی شد یک پکیج کامل را به بچه‌ها بدهیم که شب عید یک مقداری نونوار بشوند. البته مبلغ مبلغ قابل‌توجهی نبود و بودجه‌ها محدود است؛ سعی می‌کنیم که امسال این را به‌صورت فرآیند برنامه ریزی کنیم؛ یعنی فقط در بعضی از فصل‌های سال به این کودکان کمک ویژه نشود.

رییس اورژانس اجتماعی کشور گفت: متاسفانه بسیاری از این کودکان یا ترک‌تحصیل کرده‌اند یا اینکه اصلا به مدرسه نرفتند؛در واقع کودکان بازمانده از تحصیل هستند. خب من فکر می‌کنم اگر بخواهیم واقعا بحث توانمندسازی را به معنای واقعی انجام بدهیم باید موضوع آموزش را خیلی جدی بگیریم همین الان دورنمای خیلی خوبی در مورد کودکان کار نیست، چون این‌ها ادامه‌ تحصیل نمی‌دهند و بعلاوه اینکه از خیلی از محبت‌های لازم بی‌بهره‌اند. خب مشخص است که آینده‌ آن‌ها هم مثل امروز خواهد بود. به‌نظرم ما باید از حوزه‌ آموزش شروع کنیم.
مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور در ادامه گفت: رویکرد ما رویکرد کاهش آسیب است؛ یعنی اگر بخواهیم حتی میزان ساعت حضور کودکان کار در خیابان را کاهش بدهیم کار بزرگی است.طبق بررسی‌های ما بسیاری از کودکان دو شیفته هم در خیابان کار می‌کنند. بنابراین رویکرد دیگر ما رویکرد کاهش آسیب است و بحث توانمندسازی خانواده هم مطرح است؛ یعنی خانواده‌ را توانمند کنیم (آنهایی که به معنای واقعی مستحق هستند). اعلام آمادگی کرده‌ایم آنهایی که واقعا خانواده‌های از کارافتاده دارند به کمیسیون پزشکی مراجعه کنند تا آن‌ها را تحت‌پوشش قرار دهیم. این در دستور کار کمیته‌ امداد هم هست و این قسمت کار را کمیته امداد هم می‌تواند انجام بدهد. به هر صورت این خدمات باید خدمات جامعی بشود و NGO‌ها خیلی می‌توانند به ما کمک کنند و این را باید پیگیری کنیم.
وی تاکید کرد که در بهزیستی اصلا نگاه مبتنی بر جمع‌آوری کودکان وجود ندارد. چون نگاه سازمان بهزیستی به کودکان کار نگاه مجرمانه نیست. اصلا صحیح نیست که این نگاه وجود داشته باشد. آن‌ها می‌توانند به مرکز حمایتی آموزش کودک و خانواده مراجعه کنند و وظیفه مددکاران اجتماعی این است که خدمات مرکز را به این کودکان معرفی کند و اگر کودکان خواستند می‌توانند از خدمات این مرکز به طور داوطلبانه استفاده کنند پس هیچ اجباری نیست.

مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور در ادامه گفت: در کل کشور ۴۶ مرکز کودک و خانواده داریم که ۲۳ مرکز در تهران است. این مراکز روزانه است؛ یعنی در واقع خدمات هم متوجه خود کودک است و هم خانواده‌. در آنجا روان‌شناس حضور دارد و برای بچه‌ها پروندهٔ پزشکی تشکیل می‌دهیم و مراقبت بهداشتی‌ آن‌ها را انجام می‌دهیم. همهٔ کودکان کار وخیابان می‌توانند از این خدمات ما بهره‌مند شوند و این ربطی به ایرانی یا غیرایرانی بودن آن‌ها ندارد.
وی گفت: این کودکان مستحق ونیازمند خدمات ما هستند. پزشک‌های خیلی خوبی در این مراکز داریم؛ یعنی اینکه فقط به منابع دولتی اتکا نکرده‌ایم.

۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

… اگر بخواهیم توانایی یک کشور را در حوزه قابلیت برای توسعه در نظر بگیریم و اینکه این ملت بخواهد در جهان حرفی برای گفتن داشته و قابلیت اول‌شدن در خاورمیانه را داشته باشد، نباید گفت می‌توانید خودرو بسازید؟ انرژی اتمی دارید یا خیر؟ فقط باید دید آن کشور می‌تواند آدم تربیت کند یا خیر. این را از طریق نظام آموزشی آن کشور می‌توان فهمید. اگر توانست آدمی تربیت کند که نرمال، طبیعی، منظم، شاد و باکیفیت باشد، آن کشور توسعه پیدا می‌کند اما اگر نتواند آن کشور، هر صنعتی هم که بسازد نمی‌تواند توسعه پیدا کند.

همیشه در گمان من این بود که وقتی اخبار را روشن می‌کنیم، به‌جای این‌که بگوید فلان کارخانه صنعتی افتتاح شد یا امروز فلان وزیر کلنگ زد، صدر اخبار ما یک خبر تربیتی باشد. همیشه آرزو داشتم رخدادهای آموزش‌وپرورش به‌عنوان یک رخداد اول در اخبار ما حضور پیدا کند و همین که اخبار مربوط به حوزه آموزش در رده آخر است، نشان می‌دهد که نظام تدبیر ما پی به اهمیت آموزش‌وپرورش نبرده است.

روزی در یک استان مرزی برای سخنرانی دعوت شدم و از من پرسیدند ما روی چه صنعتی سرمایه‌گذاری کنیم تا توسعه یافته شویم؟ گفتم: شنیدم در استان شما قرار است پروژه‌ای برای پتروشیمی ساخته شود، هزینه‌اش چقدر است؟ گفتند: چندصدمیلیارد دلار. گفتم بروید به دولت اعلام کنید که ما پروژه پتروشیمی نمی‌خواهیم. گفتند ما بسیار برای گرفتن چنین پروژه‌ای زحمت کشیده‌ایم و نمایندگان ما سال‌ها دویده‌اند که این پروژه بیاید. پاسخ دادم: پول آن را بگیرید و بگذارید بانک. سالی ۴۰۰هزارمیلیارد سود بانکی می‌دهد و به معلمانتان سه‌برابر حقوق دهید؛ اما شرط دارد. تمام معلمان باید آزمون روان‌شناختی بدهند که مشخص شود قابلیت معلمی دارند یا خیر. دیگر اینکه تعهد بدهند که هیچ شغل دیگری غیر از معلمی نداشته باشند و سوم اینکه تعهد بدهند هر سال دوره‌های بازآموزی را شرکت کنند. در این صورت شما ۲۰سال دیگر سه نسل از کودکانتان که مدرسه را تمام کردند، سه نسل کودک و توانمند شدند، استان شما را از جا بلند می‌کنند. درحال حاضر افراد توانمند ندارید. ولی اگر پتروشیمی زدید؛ تجهیزاتش از خارج می‌آید، گازش با لوله از جنوب می‌آید و مهندسان آن از تهران می‌آیند و پتروشیمی که ساخته شود، محصولاتش با تریلی از استان شما می‌رود و برای شما آلودگی آن می‌ماند. اگر توسعه می‌خواهید، بروید روی معلمانتان کار کنید و مهم‌تر از معلمان روی مادرانتان کار کنید. مادران سرمایه‌گذاران اصلی توسعه هستند. اینکه مادر با بچه، چه کند، تعیین می‌کند آینده کشور چه خواهد شد. پس نخستین کارخانه توسعه، مادران هستند و دومین کارخانه توسعه، مدرسه است. منظور من از مدرسه دوره دبستان تا ۱۲سالگی است.

 
توسعه یعنی تربیت انسان توانمند، نه دانشمند
توسعه، بنیادش بر پرورش است و نه آموزش. توسعه بنیادش بر پرورش انسان‌های توانمند است و نه انسان‌های دانشمند. این همه دانشگاه زدیم، انسان‌های دانشمند تربیت کردیم ولی در مدارس و خانواده‌هایمان انسان‌های توانمند تربیت نکردیم. بیش از ۳۰ سال است که از بعد از انقلاب برای توسعه تلاش می‌کنیم ولی تمام توجه ما بر صنعت، کشاورزی، ساختمان و سدسازی و راه و برق است. اگر ۳۰ سال تمرکز ما روی آموزش و پروش بیاید، می‌توانیم بگوییم نسل بعدی ما آماده است تا از ما یک جامعه‌ای که در تراز اول منطقه باشد، بسازد. اینکه ما در سند چشم‌انداز گفته‌ایم، ۲۰ سال بعد در منطقه، کشور اول اقتصادی و نظامی باشیم به‌شرطی شدنی است که ما قبل از برنامه ۲۰ساله یک برنامه ۳۰ساله برای تربیت آدم‌های توانمند داشته باشیم. تابه حال برنامه‌های توسعه‌مان برای تربیت افراد باسواد و فن‌ورز بوده و نه برای تربیت افراد توانمند. از بعد از دبستان و دبیرستان و دانشگاه، ما نیروی تولید پرورش می‌دهیم و نه نیروی توسعه. آنچه ما برای توسعه می‌خواهیم، انسان‌های توانمندی است که بتوانند دوستی و رفاقت کنند و قانون را محترم بشمرند، خلاق باشند و خشم خود را کنترل کنند و بتوانند گفت‌وگو انجام دهند و محیط‌زیست را پاس بدارند و در دموکراسی اخلاقی عمل کنند. این‌ها نیروهای توسعه‌اند.

دانشگاه، نیرو برای افزایش تولید تربیت می‌کند ولی انسان توانمند که بتواند زیست انسانی و اخلاقی مطلوبی داشته باشد، مهم است. اگر نتوانیم افراد توانمند تربیت کنیم، بهترین ماشین را به این افراد بدهیم تصادف می‌کنند. ما اتومبیل‌هایمان به‌نسبت پیشرفته است، اما در این ۳۰ سال از تصادفات ما کم نشده است؛ زیرا توانایی فکری و ذهنی لازم برای یک‌سانتی‌متر کمتر روی پدال گاز فشاردادن، تربیت نشده است. در دبستان باید انسانی تربیت کنیم که به جای یک متر وارد خط عابر پیاده شدن بفهمد که یک‌سوم حق عابر پیاده را گرفته و شاید همین یک متر در پنج هزارمتری که طی می‌کند اثری نداشته باشد، اما همین در بلندمدت و آینده وقتی مدیر بانک شد اختلاس سه‌هزارمیلیاردی می‌کند و می‌گوید من می‌توانستم اختلاس نه‌هزارمیلیاردی بکنم ولی حالا یک‌سوم اختلاس می‌کنم. این همان راننده است.

اطلاعاتی که ما در طول دوره تحصیلی به خورد بچه هایمان می‌دهیم، زباله است و نوعی یادگیری زاید است. بچه توانایی فکرکردن ندارد. اگر قرار باشد دانش‌آموز در دبیرستان دانش بیاموزد ابتدا باید فکرکردن را بیاموزد و بعد یاد بگیرد فلان قله کجاست. کاری که ما می‌کنیم، تزریق اطلاعات زاید در ذهن دانش‌آموزانمان است. بخش بزرگی از نظام آموزشی ما اطلاعات زایدی می‌دهد که به درد زیستن او یا لذت‌بردن و انسان بودنش نمی‌خورد. در دبستان باید زیستن را بیاموزیم و در دبیرستان فکرکردن و در دانشگاه باید تخصص بیاموزیم و عمل‌کردن. ما این فاصله را نداریم از اول دبستان، اطلاعات در ذهن بچه می‌ریزیم و استرس می‌دهیم بدون اینکه فکرکردن را بیاموزد. با نسلی روبه‌رو هستیم که ۱۲سال تحت استرس شدید بوده است. اگر ما در خیابان تصادف کردیم و دعوا می‌کنیم مقصرش آموزش‌وپرورش است؛ زیرا ما از کودکی ۱۲سال با کابوس و استرس از خواب بیدار شده‌ایم. این فرد تا بزرگ شود اعصابی برایش نمی‌ماند. این بلایی که ما سرمان آمده، برآمده از نظام آموزشی ماست و این نتیجه استرس‌های مداومی است که ذره‌ذره در حال تزریق به وجود افراد جامعه‌مان هستیم. این افراد نمی‌توانند توسعه بیافرینند. توسعه سه سطح دارد. اگر کشوری بتواند رفاه، رضایت و معنا برای شهروندانش فراهم کند، توسعه پیدا کرده است. به آموزش‌وپرورش ابزاری نگاه می‌شود و البته بعدا هم به دانشگاه نگاه ابزاری شد. دانشگاه‌ها را توسعه دادیم تا دانش‌آموزان آن‌جا مشغول شوند. تحول اساسی در آموزش‌وپرورش نیازمند عزم نظام سیاسی کشور است. درواقع برای تحول فقط کفایت نمی‌کند وزیر تصمیم بگیرد، بلکه دولت هم باید حمایت کند و در نظام سیاسی هم تحول ایجاد شود.

 
مشق شب را بردارید، استرس کم می‌شود
می‌توان از تغییرات کوچک شروع کرد. هم امکانات رفاهی و حقوق خوب به معلم بدهیم و هم ضوابط محکم داشته باشیم، ولی در همین شرایط کنونی هم اگر عزمی در وزارتخانه و دولت باشد، می‌توان تغییراتی داد. مثلا حذف مشق‌شب کار بزرگی است و نه بودجه می‌خواهد و نه چیزی، فقط یک دستور می‌خواهد. البته با این دستور اولین مقاومت از سوی مادرها اتفاق می‌افتد و اعتراض می‌کنند که چرا مشق شب نمی‌دهید فرزندانمان فردا روز می‌خواهند کنکور بدهند و قبول نمی‌شوند. درواقع نگرانی کنکور با مادر هست. رقابتی که در سال دوازدهم برای کنکور گذاشته‌اید در سال اول دبستان برای مادر نگرانی ایجاد کرده است. پس اگر می‌خواهید مشق شب را بردارید که بهتر است چنین کنید چون هفت‌سال دانش‌آموز با نگرانی می‌خوابد و با کابوس بیدار می‌شود، اول باید نگرانی مادر را بردارید. مقاومت بعدی با معلم است. معلم یاد گرفته است مشق شب دهد و خط بزند درواقع مشق شب ابزار قدرت معلم شده است. معلم‌های ما هم باید آموزش ببینند و بدانند با رفتارشان با بچه چه می‌کنند. با یک مقایسه یا یک اخم چه بلایی سر بچه می‌آورند. البته معلم هم در یک فشار پراسترس بزرگ شده و در گزینش معلم هم ممکن است ما کوتاهی کرده باشیم. اگر امنیت اجتماعی و امنیت معیشت تأمین نشود هیچ کسی به دنبال خودشکوفایی و فضیلت‌های اجتماعی نمی‌رود، چه برسد به دیگران بخواهد بیاموزد. شکی نیست که اگر بخواهیم آموزش‌وپرورش را به یک موتور توسعه تبدیل کنیم و انسان‌های توسعه‌آفرین از این سیستم بیرون بیایند، قبل از هر چیزی باید اولویت‌بندی نظام سیاسی تغییر کند. نه اینکه اولویت دولت صرفا بودجه بیشتر باشد، بلکه باید بدانیم این کشور را باید آدم‌های آن بسازند و نفت و نیروی نظامی و… نمی‌سازد؛ بنابراین باید امنیت ملی، آب و آموزش‌وپرورش سه اولویت اول کشورمان در یک مدیریت بلندمدت قرار گیرد و همه امکانات مدیریت و انرژی‌مان را روی این سه گزینه بگذاریم. در حوزه امنیت بیرونی موفق عمل کرده‌ایم اما در حوزه آب و تربیت نیازمند کارکردن است که جلودار و خط مقدم آن آموزش‌وپرورش است. درواقع وقتی بخواهیم موضوعات دیگر را مدیریت کنیم اگر این سه موضوع مدیریت نشود، در موضوعات دیگر هم شکست می‌خوریم. این اولویت‌بندی ۳۰ساله است. اگر بپرسید الان تا یک سال آینده اولویت چیست، می‌گویم رکود. نظام سیاسی باید بسیج شود تا رکود را حل کند و دولت به تنهایی نمی‌تواند؛ بنابراین برنامه‌ریزی برای کوتاه‌مدت یا بلندمدت متفاوت است.
 
منافعی اجازه حذف کنکور را نمی‌دهند
یکی از تغییرات دیگر حذف کنکور است. زمانی تعداد دانشگاه‌ها کم و متقاضی زیاد بود و تناسبی میان جمعیت و صندلی دانشگاه نبود، شاید آزمون کنکور قابل‌دفاع بود. گرچه آن زمان هم به نظر من قابل‌دفاع نبود، ولی امروز که بالای یک‌میلیون صندلی در دانشگاه داریم درحالی که متقاضیان دانشگاه زیر یک‌میلیون است اصولا کنکور هیچ توجیه منطقی و عقلانی ندارد.

اینکه چه مکانیسمی برای جذب بگذارند یا اینکه چگونه باید از خانواده‌های فقیر برای تحصیلات عالیه فرزندانشان حمایت شود هم مکانیسمی می‌طلبد و این حرف من نافی نادیده‌گرفتن این قشر نیست. هر دانشگاهی می‌تواند مکانیسمی برای ورود داشته باشد ولی اینکه ما کل کشور و خانواده‌ها را بسیج کنیم که از یک میلیون‌وصدهزار صندلی ۷۰۰هزار عدد را پرکنیم کار قابل‌دفاعی نیست. صندلی‌ها خالی است و ما تلاش کنیم با فشار برویم رویشان بنشینیم! کنکور این کار را می‌کند. ما حتی در مورد پزشکی هم صندلی بیش از نیازمان داریم. فرض کنید در این حوزه هم تعداد صندلی کم است؛ ما برای پرکردن تعداد مثلا ۲۰هزار صندلی پزشکی، یک‌میلیون خانواده را درگیر می‌کنیم تا این صندلی‌ها پرشود. بعد همان پزشک چه آسیبی می‌بیند. مردم می‌گویند چرا این پزشک‌ها این قدر بداخلاق و بی‌حوصله‌اند. چون تو پدرش را درآوردی تا پزشک شود. پنج‌سال قبل از دانشگاه و ۱۰سال بعد از دانشگاه و این فرد دیگر آدمی معمولی نیست. اصولا کنکور سازوکار بدی است و بیشتر کشورها حذف کرده‌اند. کنکور کاملا زاید است و گمان می‌کنم منافعی هست که اجازه حذف کنکور را نمی‌دهد. باید اطلاع‌رسانی کرد و خانواده‌ها را مجاب کرد و مکانیسم را تغییر داد. من معتقدم همان گونه که آموزش‌وپرورش جدی وارد حذف آزمون مدارس خاص شد، باید در مورد کنکور هم جهادی وارد شود. البته هر کار جدیدی هزینه دارد و ممکن است وزیر استیضاح هم بشود ولی یک نفر باید در این کشور هزینه بدهد. اگر کسی نخواهد هزینه بدهد که کاری پیش نمی‌رود.

 
جلوی باندهای قدرت کوتاه نیایید
اگر این موضوع ساده را که همه متخصص‌ها معتقدند آزمون مدارس خاص که برای یک نسل آسیب‌زاست، نتوانیم حذف کنیم، به این معنی است که در نظام سیاسی ما هیچ تحول جدی دیگری امکان ندارد. اگر اینجا نتوانیم کاری کنیم، دیگر نظام بانکداری یا توزیع آب را نمی‌توانیم اصلاح کنیم. حکمرانی آب بسیار هزینه‌بر است اما باید حل شود اما در اینجا که با منطق و استدلال می‌شود موضوعی را حل کرد، نتوانیم کاری کنیم، قطعا در حوزه‌های دیگر هم نمی‌توان مسائل را حل کرد. این موضوع می‌تواند یک امتحان بزرگ برای آموزش‌وپرورش و دولت و نظام سیاسی باشد. اینکه این آزمون‌ها با قدرت باندهایی که منافع اقتصادی‌شان در خطر است، حذف نشود، امتحان بزرگی است.

هیچ اولویتی در آموزش‌وپرورش مهم تر از اولویت کودکان نیست. حتی معلم‌ها هم اولویت نیستند، چون کودکان سرمایه‌اند و اگر کاری برایشان نکنیم می‌سوزند. ما دائم داریم به سرمایه‌ای که کاملا خدادادی است، آسیب می‌زنیم و تخریب می‌کنیم. در هر صورت در حوزه آموزش هم مانند حوزه‌های دیگر انحصارهایی شکل گرفته و طبیعی است که برخی برای حفظ منافعشان سعی دارند انحصارها را حفظ کنند اما اینجاست که معلوم می‌کند یک مسئول آیا در برابر منافع ملی و جامعه و توسعه پاسخ‌گو هست یا خیر؟ طبیعی است که شما هر جا را بخواهید جراحی کنید، عده‌ای منافعی را از دست می‌دهند. همۀ حوزه‌ها همین است و انحصارهایی شکل گرفته و طبیعی است که صاحبان انحصار پول خرج می کنند که تحولی رخ ندهد. من معتقدم اینجاست که مقامات ما آزمون می‌شوند. اینکه آیا به منافع ملی می‌اندیشند یا در برابر منافع باندها کوتاه می‌آیند. هر کشوری که ۴۰درصد از منابعش از نفت باشد، ما به آن می‌گوییم اقتصاد رانتی و هر دولتی که بیش از ۴۰درصد درآمدش از منابع طبیعی و نفت باشد، به آن می‌گویند دولت رانتی. ایران دولتش رانتی است و گروه‌های قدرت حول این شکل گرفته‌اند ولی وقتی سیاست‌مدار ما با مشورت متخصصان به این جمع‌بندی رسید که باید این جراحی شود، اگر نکند مسئول است.

طبیعی است که باید مقاومت کرد و آگاهی جامعه و خانواده و مهم‌تر از همه مادران از همه چیز مهم‌تر است. تمام سرمایه‌گذاری روی کودک در سال‌های اول زندگی است اما در کشور ما تازه از ۱۰سالگی به بعد نگرانی خانواده‌ها شروع می‌شود و پول خرج می‌کنند. درحالی که آن پولی که برای کنکور خرج می‌کند، باید در همان سال اول خرج کند و برای تربیت صحیح فرزندش مشاوره بگیرد؛ بنابراین دو انحراف داریم: یکی اینکه خانواده‌ها ناآگاه اند که چه می‌کنند با بچه‌ها و دوم اینکه در اولویت‌ها انحراف به‌وجود آمده است. ناآگاهی خانواده باعث شده سن زیر یک‌سال که ۸۰درصد توانایی بچه در حال شکل‌گرفتن است، نادیده گرفته شود و بعد انرژی‌مان را می‌گذاریم برای بعد از ۱۰سالگی. هیچ جامعه‌ای روی توسعه را نمی‌بیند مگر اینکه بتواند سه توانمندی را درون کودکش بکارد: یکی صبر؛ دوم گفت‌وگو؛ و سوم رواداری. این سه ویژگی بنیاد شخصیت توسعه‌یافتگی است. این سه ویژگی در کودکان ایرانی کاشته نمی‌شود و این کودکان پزشک و متخصص و سیاست‌مدار می شوند، ولی صبوری ندارند. در سطح کلان‌تر نیز متأسفانه جامعه ما چندسطحی و چندبخشی شده است. درواقع یک جامعه یکپارچه همبسته نیست و رقابت‌های مخرب باعث شده جامعه چندپاره شود. در کشوری ممکن است چندین حزب باشد و رقابت سیاسی بکنند اما جامعه چندپاره نیست چون رقابت سیاسی مخرب ندارند. در کشور ما رقابت سیاسی هویتی شده است و می‌گویند اگر این رئیس‌جمهور بیاید، جای من اینجا نیست. برخورد نامناسب و بازی بد سیاست‌مداران ما باعث شکاف در سیاست شده و همین منجر به شکاف در اجتماع شده است.

۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

مطابق این تحقیق، اسکیزوفرنیا یکی از اختلالات مزمن روان‌پزشکی است که باعث ناتوانی شغلی، افت تحصیلی و مشکلات خانوادگی بسیاری می‌شود.

این تحقیق نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری با گروه گواه اجرا شد. از میان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا مراجعه‌کننده به کلینیک‌های روان‌شناختی و اعصاب و روان تحت پوشش بهزیستی شهرستان مبارکه در سال ۹۵-۹۴، ۱۶ زوج (۳۲ نفر) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به ‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۸ زوج) و گواه (۸ زوج) جایگزین شدند.

مطابق این مطالعه پس از اجرای پیش‌آزمون که با استفاده از پرسش‌نامه باورهای فراشناختی ولز و کارترایت هاتون (۲۰۰۴) و پرسش‌نامه سازگاری زناشویی اسپاینر (۱۹۷۶) به عمل آمد، گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه هفتگی تحت آموزش فراشناختی قرار گرفت و گروه گواه هیچگونه آموزشی دریافت نکرد.

همچنین پس‌آزمون و پیگیری (۲ ماه) با همان ابزار انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از شاخص‌های آمار توصیفی و آزمون واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد.

این پژوهش  با هدف بررسی اثربخشی آموزش فراشناختی بر باورهای فراشناختی و سازگاری زناشویی مردان مبتلا به اسکیزوفرنیا و همسرانشان انجام شد.

نتایج این تحقیق نشان داد که بین میانگین نمرات باورهای فراشناختی و سازگاری زناشویی در بیماران اسکیزوفرنیا وهمسران آنان با گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش فراشناختی نتایج معنادار و قابل توجهی در باورهای فراشناختی و سازگاری زناشویی گروه آزمایش ایجاد کرد.

علاوه بر این نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که آموزش فراشناختی می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر، کاهش باورهای فراشناختی و افزایش سازگاری زناشویی را در بیماران اسکیزوفرنیا و همسران آنهابه دنبال داشته باشد. بنابراین به ‌عنوان درمانی مکمل می‌توان از این روش بهره برد. این پایان نامه با راهنمایی فاطمه بهرامی خوندابی در دانشگاه اصفهان دفاع شد.
 

۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سورن

نخستین جشنواره روانشناسی و مشاوره در مازندران برگزار شد

سورن پینت: دکتر مصطفی تبریزی بعداز ظهر امروز در نخستین جشنواره روانشناسی و مشاوره مازندران که در سینما سپهر ساری برگزار شد با اشاره به اهمیت روانشناسی انواع بیماری های روانی در بین مردم را از مهمترین چالش جامعه برشمرد.

وی گفت: همه بیماری های روانپزشکی را می دانند اما هیچ کدام از بیماران در حال حاضر مبتلایان به بیماری های خاص روانی نیستند و انچه که جنگ و فقر ایجاده کرده بیماری های روانی ایجاد شده هستند و روانشناسان باید بر این امر دقت کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران گفت: طی پرسش نامه ای تمام بیماری های روانی نوشته شده بود که در آن چشم هم چشمی،تحقیر، استبداد و اینکه چه تعداد از افراد که مراجعه می کنند دچار این بیماری هستند مورد بررسی قرار گرفت.

تبریزی تأکید کرد: پزشکان باید با دید روان شناسی وارد بحث درمان شوند زیرا مشکلاتی که بشر در حال حاضر با آن روبرو است در حیطه روان شناختی است نه روان پزشکی و جهان بینی امروز خالی از روان شناختی است.

وی گفت:بطور مثال بیان جملات نوازشی به اطرافیان تاثیر گزار است و مردم حرف زشت را بیشتر بهم می گویند و این نشان از عدم آگاهی مردم به حس نوازش گرایانه است.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران افزود: خجالت کشیدن در مورد نوازش کردن، نوازش طلب کردن و نوازش گرفتن نقص است و رفتارهای نوازشی که گاها مرد و زن از هم محروم می کنند به صورت پرخاش در می آید.

و در مراکزروانپزشکی این محور بحث ها در جامعه ما زیاد است باید مورد توجه قرار گرفته و ما روانشناسان باید از خودمان شروع کنیم.

تبریزی با تاکید بر اینکه آموزش و پرورش باید نیز در این بحث ورود کرده و از ابتدا مهارتها را به کودکان آموزش دهد،عنوان کرد: بحث طلاق مهم است اما دربسیاری از زندگی هایی که طلاق ندارند اما زندگی روانی و بچه های روانی را تحویل جامعه می دهند.

وی گفت: هیچ علمی به اندازه عاشقی مهم نیست و رواشناسان ما پیوند خورده با ادبیات باید باشند و انچه از عشق می شود آموخت در ادبیات ما غنی است در حوزه عشق هیچ کشوری در جهان نیست که اینگونه باشد.

رئیس سازمان بهزیستی کشور:
اوضاع اقتصادی در افزایش بیماری‌های روانی موثر است
 

رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: اوضاع اقتصادی موثر در افزایش بیماری های روحی و روانی است. به گزارش ایسنا ، انوشیروان محسنی در اولین جشنواره روانشناسی و مشاوره که در سینما سپهر ساری برگزار شد، با بیان اینکه هر نوزادی که در خانواده متولد شد، از همان ابتدا با استرس و اضطراب مواجه می شود، اظهار کرد: خانواده ها در مقایسه کودکان و یا شرکت در کنکور و حتی بیدار شدن صبح زود برای مدرسه از ابتدا تنش و استرس را به فرزندان منتقل می کنند و در این راستا برنامه ریزی برای کاهش آسیب ها در جامعه و یا کاهش ساعات آموزشی از سوی خانواده ها، دستگاه های مربوطه و آموزش و پرورش نیازمند بازنگری است.

وی با اشاره به اینکه سازمان بهزیستی کشور متولی سلامت اجتماعی است، تصریح کرد: پایمال شدن حقوق شهروندی، کاهش سرمایه اجتماعی و ضعف مهارت‌های زندگی باعث افزایش بیماری های روحی روانی می شود. رئیس سازمان بهزیستی کشور یادآور شد: درصد بالایی از عوامل بروز بیماری ها به مسائل انسانی، اجتماعی و غیره بر می گردد و سن و جنسیت در ایجاد بیماری های روحی و روانی نقش موثری دارد، بطوریکه ۳٫۱ دهم درصد بانوان در این زمینه مستعدتر بوده و در افزایش بیماری های روحی روانی پیران هم آمار زیادی را به خود اختصاص می دهند.

محسنی اوضاع اقتصادی را موثر در افزایش بیماری های روحی و روانی عنوان کرد و گفت: راهبردهای سازمان بهزیستی کشور که نگاه سیستمی و علمی به سلامت کشور دارند طراحی شده و در این راستا توانستیم در قانون برنامه ششم توسعه، سلامت اجتماعی را بهبود بخشیده و به عنوان اولین راهبرد وضعیت سلامت در جامعه و کشور را رشد داده و به نظام سلامت و اجتماعی توجه کنیم.

وی افزود: وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی، آموزش و پرورش و … باید بستری مناسب برای سلامت اجتماعی تهیه و تدوین کنند و بهزیستی نیز باید راهبردهایی را اتخاذ کرده تا نسبت به شناسایی به موقع و کاهش روند افزایش بیماری ها اقدام شود.

محسنی بندپی یادآور شد: ارتقای سلامت روان در گروه های هدف جامعه از مهم ترین برنامه ها است و بررسی ها نشان می دهد که زنان بیشتر در معرض آسیب های اجتماعی بوده و باید آموزش های مرتبط و ارتقای وضعیت اقتصادی، زنان را در دستور کار قرار داد به طوریکه ارتقای سلامت زنان راهبرد بعدی است.

وی گفت: زن سرپرست خانواده بیشتر در آسیب است و همچنین در حوزه اشتغال نیز اگر نبود شغل باعث بروز آسیب و بیماری های روحی شود به طور جدی باید این مشکل را حل کنیم.

رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به فعالیت ۲هزار مرکز مشاوره در۳ سطح، از جمله آموزش ارتقای سلامت جامعه اظهار کرد: مازندران در ارزیابی عملکرد مشاوره روانشناسی و روانشناختی جزء استان های برتر در کشور است.

۱۵۰ مرکز مشاوره روانشناسی در مازندران فعالیت دارند

مدیرکل بهزیستی مازندران از فعالیت ۱۵۰ مرکز مشاوره با بیش از ۶۲۰ روانشناس در سطح استان خبر داد.
سعید آرام صبح سه شنبه در اولین جشنواره روانشناسی و مشاوره در سینما سپهر ساری با گرامیداشت ماه شعبان به اقدامات بهزیستی درباره خدمات روانشناختی اشاره کرد و گفت: در جهان امروز رشد اقتصادی، اجتماعی و غیره سبب شده تا کاهش استرس ها و روانشناسی از اهمیت زیادی برخوردار باشد، از اینرو علم روانشناسی با بیش از ۱۵۰ شاخه در مسیر رفع مشکلات و آلام مردم جامعه گام می برد.

وی افزود: سازمان بهزیستی به عنوان بزرگترین سازمان اداری بیشترین نیروی روانشناسی را به خدمت گرفته است و متنوع ترین خدمات را به جامعه ارائه می دهد و در استان مازندران بیش از ۱۵۰ مرکز مشاوره با بیش از ۶۲۰ روانشناسی در حوزه های مختلف و ارتقای سلامت روان و جامعه گام بر می دارند.

وی گفت: حوزه های مختلفی مانند اطلاع رسانی، آگاه سازی، آموزش مهارتهای زندگی، آموزش پیش از ازدواج، مهارت ارتباطی و غیره از جمله فعالیت های روانشاسان است که با فعالیت های اجتماع محور عجین شده است.

آرام یادآور شد: خدمات مداخله گرانه و مشاوره ای از طریق مراکز مشاوره انجام می شود و مجوز فعالیت برای حوزه های روانشناسی در استان از سوی بهزیستی صادر شده است و مراکز مداخلات روانشاسی مانند مراکز توانبخشی، اورژانس اجتماعی و غیره در راستای کاهش آسیب های اجتماعی در استان فعالیت می کنند.

وی با بیان اینکه بیش از ۱۰۳ هزار مراجعه حضوری به مراکز مشاوره انجام شده است گفت: در کنار فعالیت های اجتماعی، اورژانس اجتماعی از جمله اقدامات ارزشمند بهزیستی است وتعداد مراکز اورژانس اجتماعی در سال ۹۲ حدود ۱۰ مرکز بود که اکنون برای تمام شهرهای بالای ۱۰ هزار نفر مرکز اورژانس اجتماعی داریم و شمار آن به ۱۸ مرکز رسیده است.

آرام ادامه داد: در سال گذشته بیش از ۳۷ هزار تماس با مرکز اورژانس اجتماعی و خط ۱۲۳ انجام شده است و در این بخش رتبه اول را در کشور داریم