سورن




۲۸ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: آیا عدم حضور مادران شاغل در اولین سال‌های زندگی کودکان ممکن است به بچه‌ها صدمه وارد کند؟ آیا این مطلب که والدینی که کودک خود را در سنین پایین به مهدکودک می‌سپارند در پیری باید منتظر باشند که فرزندانشان آنها را به سرای سالمندان بسپارند، صحت دارد؟

مسئله وجود فقط شش تا ۹ ماه مرخصی زایمان برای مادران شاغل از جمله مسائلی است که نگرانی‌ها و بحث‌های زیادی را در کشور ایجاد کرده است و برخی به راحتی مادران شاغل را محکوم می‌کنند که با عدم حضورشان در کنار فرزندانشان به آنها صدمه وارد می‌کنند.

حسین شُکرکن، دکترای روانشناسی صنعتی و سازمانی از دانشگاه بركلی، استاد تمام دانشگاه شهید چمران اهواز و روانشناس اجتماعی در گفت‌وگو با ایکنا به این سؤال‌ها پاسخ داد:

وی در پاسخ به این سؤال که آیا کار مادر و نبود او در خانه به کودک از نظر روانی صدمه می‌زند؟ گفت: اگر مطمئن باشیم که بچه‌ها در محل خوبی نگهداری و مورد رسیدگی قرار می‌گیرند و مادر هم هنگامی که در کنار کودک خود هست تا اندازه زیادی دور بودن از کودک خود را جبران می‌کند، نه تنها بچه‌ها از کار مادر صدمه‌ای نمی‌بینند بلکه تربیت بهتری خواهندداشت.

طول مدت با بچه بودن یک مسئله است ولی رسیدگی به بچه و تربیت بچه مسئله دیگری است
وی تصریح کرد: مادری که تحصیل کرده است، کار می‌کند و در جریان مسائل اجتماعی قرار دارد بهتر می‌تواند بچه خود را تربیت کند. طول مدت با بچه بودن یک مسئله است ولی رسیدگی به بچه و تربیت او مسئله دیگری است. یعنی ممکن است یک مادر که مدام در کنار فرزند خود است تربیت و رسیدگی غلطی به کودک خود داشته باشد اما یک مادر شاغل که مدت کمتری را با کودک خود سپری می‌کند نقش و تربیت درست‌تری ایفا کند.

مؤلف بیش از ۱۰۰ مقاله علمی در حوزه روانشناسی با اشاره به اینکه در روانشناسی اجتماعی بحثی تحت عنوان «تعارض یا موازنه کار ـ خانواده» وجود دارد و این مسئله یک بحث علمی است، گفت: در این بحث نظریه‌ها، تحقیقات و راه‌حل‌های بسیار متفاوت و مختلف مطرح شده است.  

وی تصریح کرد: جامعه ما باید در درجه اول به این باور برسد که خانم‌ها هم به عنوان نیمی از جمعیت جامعه می‎توانند به صورت‌های مختلف در پیشرفت جامعه کمک کنند و یکی از زمینه‌های این کمک کار و اشتغال خارج از خانه است. بانوان نیرویی هستند که توانایی، خلاقیت، استعدادها و مهارت‌های مختلف دارند و می‌توانند به پیشرفت جامعه کمک کنند.

شکرکن افزود: در عین حال تربیت فرزندان بسیار مهم است. بنابراین باید برنامه‌هایی به وجود بیاید و مهیا شود که خانم‌هایی که مایل به کار هستند بتوانند خواسته‌های خود را برآورده کنند و صدمه‌ای هم به خانواده نرسد. البته در این مسئله فقط بچه‌ها مطرح نیستند بلکه باید رابطه و روابط زوجین هم به شدت مورد توجه باشد. برای مسئله نبود دائمی خانم‌ها در خانه در دنیا راه‌حل‌هایی پیدا کرده‌اند مثلاً سازمان‌های بزرگ از شیرخوارگاه گرفته تا دوره‌های پیش دبستانی را در کنار محل کار خانم‌ها ایجاد کرده‎اند که بچه‌ها و مادرها به هم نزدیک باشند تا خانم‌ها دو نوبت یا سه نوبت در هنگام کار به بچه‌های خود سربزنند.

وی ادامه داد: از سوی دیگر کارکردن را انعطاف پذیر کرده‌اند. نباید اینگونه باشد که مثل اکنون علاوه بر هشت ساعت کار افراد مجبور باشند چند ساعت هم اضافه کاری کنند. این مسئله تحت عنوان کار انعطاف پذیر انواع مختلف دارد که انجام می‌گیرد و تحقیقات هم نشان داده است که کسانی که اینگونه کار می‌کنند عملکرد بهتری دارند.
شکرکن با تأکید بر اینکه جامعه باید به سمت راهکارهای ممکن حرکت کند و راهی وجود ندارد که خانم‌ها در خانه بنشینند، عنوان کرد: نه تنها بسیاری از خانم‌ها دوست دارند شغل داشته باشند بلکه نیاز مالی هم این مسئله را ایجاب می‌کند که خانم‌ها شغل داشته باشند. اکنون هم با وجود تکنولوژی‌های فناوری اطلاعات (IT) پیگیری کردن و نظم دادن به این کارها میسر است و کار از راه دور ممکن شده است. یعنی در صورت لزوم بسیاری از کارها در خانه هم می‌تواند انجام شود.

ما فقط مشکلات دنیای جدید را برای خانم‌ها داریم نه راه‌حل‌ها را
این استاد برتر روانشناسی عنوان کرد: به نظر من کارفرمایان، مسئولان سازمان‌ها، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مسئولان به این راه‌حل‌هایی که در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد توجه و امکان استفاده از این امکانات را فراهم کنند. دنیای جدید برای خانم‌ها هم مشکلات ایجاد می‌کند هم راه حل برای مشکلات مطرح می‌کند اما ما اکنون فقط با مشکلات مواجه هستیم به همین جهت هم هست که نگرانی وجود دارد. ولی باید راه حل‌های موجود را بررسی و تمهیدات اندیشیده و اجرا شود.

وی رسانه‌ها را در بیان مشکلات بانوان مسئول و موظف دانست و گفت: رسانه‌های همگانی کشور مباحثی مثل هزینه بالای مراکز نگهداری از کودکان را مطرح کنند تا بتوانیم به شرایطی برسیم که بانوان به راحتی هم بتوانند نقش مادری و همسری خود را ایفا کنند و هم وظایف کاری خود را انجام دهند البته در این میان نقش همسران هم بسیار مهم است و شوهرها هم باید در کار خانه با خانم‌ها همراهی داشته باشند.

این روانشناس اجتماعی در ادامه گفت: در کشورهای پیشرفته سازمان‎ها هم برنامه‌هایی دارند که به برنامه‌های خانواده یاور (family friendly) معروف هستند. در این برنامه‌ها سازمان‌ها ترتیباتی می‌دهند که کار کردن برای کارکنان راحت‌تر شود چون مشکلات هم از سازمان به خانواده می‌رود و هم از خانواده به سازمان سرریز می‌شود و اگر سازمان‌ها در این زمینه هزینه کنند در اصل سرمایه گذاری برای افزایش راندمان کار کارکنان انجام داده‌اند و تأثیر مثبت این کار حتی از لحاظ مادی جبران و موجب تعهد بیشتر کارکنان به سازمان‌ها می‌شود.

وی در پاسخ به این سؤال که زمانی که بچه‌ها بهانه مادر خود را می‌گیرند و عنوان می‌کنند که مثلاً نمی‌خواهند مادرشان سر کار برود مادرها باید چه کار کنند؟ گفت: برای یک روز اگر چنین بهانه‌گیری صورت گیرد آن روز را بهتر است سرکار نروند اما باید تمهیداتی بیندیشند که بچه در دوران کوچکی خود فقط به مادر متکی نباشد و با بزرگسالان دیگر هم انس و الفتی داشته باشد تا وقتی مادر سرکار بود بچه احساس ناامنی نکند. این ناراحتی که نشان می‌دهند به این دلیل است که فکر می کنند که مادر رفت و باز نمی‌گردد. اگر فرد دیگری باشد و در چنین مواقعی کودک با او انس داشته باشد احساس امنیت بیشتری می‌کند.

شکرکن بیان کرد: در سایر کشورها هم مراکزی وجود دارد که به صورت موقت در چنین مواقعی یک نفر از بچه‌ها در خانه نگه‌داری می‌کند. در همه جای دنیا این مسائل هست و برای آنها راه حل‌هایی پیدا شده ما هم باید متناسب با فرهنگ و ارزش‌هایمان برای این مشکلات راه حل‌هایی پیدا کنیم.

۲۸ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: بالا رفتن سن با بروز انواع تغییرات از جمله کمبود مواد و املاح معدنی، کاهش کیفیت زندگی و عدم برخورداری از وضعیت سلامتی مطلوب مرتبط است.

خوشبختانه راه‌های بسیاری وجود دارد که می‌توان به کمک آنها از این کمبودها و تغییرات مرتبط با سن جلوگیری کرد. به طور مثال مصرف خوراکی‌های سرشار از مواد مغذی و مکمل‌های مناسب می‌تواند به حفظ سلامتی توام با افزایش سن کمک کند.

افزایش سن با بروز انواع تغییرات همچون از بین رفتن حجم عضلانی، نازک شدن پوست و کاهش اسید معده مرتبط است. برخی از این کمبودها فرد را مستعد کمبودهای تغذیه‌ای می‌کند و برخی دیگر از آنها بر کیفیت زندگی فرد تاثیر می‌گذارد.

به گزارش هلث‌لاین، از جمله تغییرات تغذیه‌ای که فرد با افزایش سن با آنها روبرو می‌شود می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

نیاز به کالری کمتر و مواد مغذی بیشتر:‌ نیاز روزانه به کالری به عواملی چون وزن، قد، حجم ماهیچه‌ای، سطح فعالیت و چندین فاکتور دیگر بستگی دارد. افراد مسن‌تر برای حفظ وزن به میزان کالری کمتری نیاز دارند زیرا آنان تحرک کمتری داشته و ورزش نمی‌کنند. در صورتیکه افراد مسن و سالمندان میزانی از کالری روزانه را مصرف کنند که در دوران جوانی دریافت می‌کرده‌اند دچار چربی مازاد بخصوص در ناحیه شکم می‌شوند.

همچنین اگرچه افراد مسن‌تر کالری کمتری نیاز دارند باید میزان کافی از مواد مغذی را دریافت کنند. از جمله مواد مغذی که با افزایش سن مصرف آنها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند می‌توان به پروتئین‌ها، ویتامین D، کلسیم و ویتامین B۱۲ اشاره کرد.

نیاز به مصرف پروتئین بیشتر: از دست دادن قدرت و حجم عضلانی با بالا رفتن سن شایع است. در حقیقت، افراد بزرگسال پس از سن ۳۰ سالگی در هر دهه ۸-۳ درصد حجم ماهیچه‌ای خود را از دست می‌دهند. این وضعیت علت ضعف و شکستگی استخوانی میان افراد مسن و سالمندان است.

نیاز به مصرف فیبر خوراکی بیشتر: یبوست مشکل شایعی میان سالمندان است. این مشکل بخصوص در بین افراد بالای ۶۵ سال شایع است و دو تا سه برابر در زنان بیشتر بروز می‌کند زیرا با افزایش سن افراد تحرک کمتری دارند و همچنین از داروهایی مصرف می‌کنند که یبوست از جمله عوارض جانبی آنهاست. خوردن مواد غذایی حاوی فیبر به کاهش یا رفع مشکل یبوست کمک می‌کند.

نیاز به مصرف کلسیم و ویتامین D بیشتر: کلسیم و ویتامین D از مهمترین مواد غذایی برای سلامت استخوان هستند. کلسیم به حفظ سلامت استخوان‌ها کمک می‌کند در حالیکه ویتامین D جذب کلسیم را بالا می‌برد. هر چند افراد مسن مقدار کلسیم کمتری از رژیم غذایی‌شان دریافت می‌کنند. برای مقابله با تاثیرات افزایش سن بر سطح کلسیم و ویتامین D، لازم است با مصرف مواد غذایی و مکمل‌ها این دو ماده مغذی به بدن برسند.

نیاز به دریافت مقدار بیشتر ویتامین B۱۲: ویتامین B۱۲، ویتامین محلول در آب است که برای تولید گلبول‌های قرمز خون و حفظ عملکرد مغز ضروری است. هر چند طبق مطالعات انجام گرفته ۱۰ تا ۳۰ درصد افراد بالای ۵۰ سال توانایی کمتری در جذب ویتامین B۱۲ موجود در مواد غذایی دارند. به همین دلیل سالمندان باید از طریق مصرف مکمل‌ها و خوراکی‌های حاوی این ویتامین، نیاز روزانه خود را برطرف کنند.

همچنین پتاسیم، اسیدهای چرب امگا۳، منیزیم و آهن از دیگر مواد غذایی هستند که مصرف آنها با افزایش سن توصیه می‌شود.

مستعد کم‌آبیِ بدن: حفظ آب بدن در تمامی سنین مهم است هر چند با افزایش سن احتمال از دست رفتن آب بدن بیشتر می‌شود. بدن از طریق گیرنده‌های مغز و دیگر بخش‌های بدن متوجه وضعیت از دست رفتن آب بدن می‌شود اما واقعیت این است که با افزایش سن این گیرنده‌ها حساسیت خود را از دست داده و به سختی می‌توانند تشنگی را تشخیص دهند.

مستعد بی‌اشتهایی: از دیگر مشکلات نگران کننده برای افراد سالمند کاهش اشتهاست و در صورتیکه به این مشکل رسیدگی نشود به کاهش وزن و کمبودهای غذایی منجر می‌شود. همچنین کاهش اشتها سلامت فرد را به خطر انداخته و خطر مرگ را افزایش می‌دهد.

 

۲۸ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: اگر این نشانه ها را دارید، حتما به یک روان درمانگر( روانشناس/ روانپزشك)  مراجعه کنید.

۱- از اندوه یا خشم بسیار زیادی رنج می برید
اگر درگیر احساساتی هستید که کنترل آنها از دست تان خارج شده، این مسأله می تواند از علائم مشکلی باشد که با درمان های تخصصی بهبود خواهد یافت. اگر خواب و خوراک شما کمتر یا بیشتر از معمول است، از خانواده و دوستان تان دوری می کنید، یا تنها احساس می کنید حال بدی دارید، پیش از آنکه مشکلات جدی تری به وجود آید و کیفیت زندگی تان را تحت تأثیر قرار دهد با یک روان درمانگر صحبت کنید. اگر این احساسات منفی تا حدی تشدید یابد که ارزش زندگی کردن برایتان زیر سوال برود و به مرگ و خودکشی فکر کنید، باید فورا کمک بگیرید.

۲- دیگر از انجام کارهای مورد علاقه تان لذت نمی برید

اگر دیگر از شرکت در فعالیت های مورد علاقه تان لذت نمی برید، مراجعه به روان درمانگر می تواند به شما کمک کند علت این مسأله را پیدا کنید. این مسأله ممکن است نشانه آن باشد که دچار یکنواختی و روزمرگی شده اید یا می تواند نشانه ی افسردگی عمیق تری باشد. انجام روان درمانی می تواند به تشخیص وضیت تان کمک کند تا دریابید چه چیزی در روند زندگی شما وقفه به وجود آورده و برنامه ای برای پیشروی دوباره ی شما در مسیر زندگی ترتیب می دهد.

۳- از جمع دوری می کنید
بسیاری از افراد زمانی که در می یابند قرار گرفتن در کنار دیگران آن ها را مضطرب می کند به روان درمانگر مراجعه می کنند. اگر از رفتن به مهمانی ها، جمع های کاری یا حتی دوستان و خانواده ی خود دوری می کنید، ممکن است این مسأله به دلیل ترس از قضاوت شدن یا احساس نامناسب بودن باشد. اگر فعالیت های روزانه و روابط تان تحت تاثیر احساس نگرانی قرار گرفته ، روان درمانی اولین قدم برای حل این مشکل است.

۴- رفتارهای ناسالمی دارید
اگر رفتارهای خطرناکی مثل مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر بر زندگی شما حاکم هستند، در خصوص روابط خود انتخاب هایی بدون فکر دارید یا عکس العمل هایتان در برابر دیگران اغراق آمیز و متظاهرانه است، این مسأله ممکن است نشانه مشکلات عمیق تری باشد. احتمال دارد شما از این رفتارها در مواجهه یا امتناع از درگیر شدن با موقعیت ها و احساسات دشوار استفاده می کنید. صحبت با یک متخصص می تواند به شما کمک کند علت این مسأله را دریابید و مشکلات ناشی از آن را درک کنید.

۵- برقراری رابطه برایتان کار دشواری است
اگر حفظ رابطه دوستی برایتان دشوار است یا اغلب با دیگران در جدل هستید، مراجعه به روان درمانگر می تواند به حل مشکل تان کمک کند. اگر مدیریت روابط عاطفی را کار دشواری می دانید یا اعتقاد دارید این روابط ارزش تلاش ندارند، این مسأله هم نشانه دیگری است که باید به روان درمانگر مراجعه کنید. این مسأله اغلب در گذشته ی شما ریشه دارد. صحبت با روان درمانگر درباره ی سابقه روابط تان علل کشمکش های فعلی زندگی تان را را روشن می کند و در جلسات روان درمانی راه های ارتباط با دیگران را فرا می گیرید.

۶- تجربه یک آسیب روحی را دارید

بسیاری از افراد برای آسیب های روحی اخیر خود مثل مرگ عزیزان، شکست در روابط عاطفی، سقط جنین و تبعیض در محل کار به روان درمانگر مراجعه می کنند. اما بعضی افراد هم برای حل آسیب های روحی قدیمی خود مثل سوء استفاده های جنسی در دوران کودکی به دنبال روان درمانی هستند. اگر قادر نیستید این تجربیات بد زندگی خود را پشت سر بگذارید و کار، خواب یا روابط تان تحت تأثیر این تجربیات قرار دارد، با یک متخصص صحبت کنید.

۷- به دنبال شناخت بیشتری از خود هستید
برای برخی افراد روان درمانی فرصتی برای شناخت خودشان است، برای مثال چرا شغل فعلی تان را انتخاب کردید، چرا به دنبال رابطه با افراد دست نیافتنی هستید، یا چرا وقت خود را هدر می دهید. فهمیدن علت افکار، کارها و احساسات مان می تواند قدرت زیادی به ما ببخشد.

۸- به حمایت بیشتری نیاز دارید
گاهی افراد برای تشخیص مشکل و انجام درمان به روان درمانگر مراجعه نمی کنند، بلکه تنها به دنبال آن هستند تا کسی خارج از دایره ی افراد خانواده و دوستان به صحبت های آن ها گوش دهد. تفاوتی ندارد درگیر طلاق، بیکاری یا یک رابطه ی عاطفی جدید باشید؛ جلسات روان درمانی محل بسیار خوبی برای برخورداری از حمایت کسی است که شما را قضاوت یا نصیحت نمی کند و تنها در فکر خواسته های خودش نیست.

۹- روش هایی که تا به حال امتحان کرده اید کمکی به شما نکرده است

گاهی شیوه ای که برای مواجهه با مشکلات انتخاب می کنیم شکست می خورد. اگر راه های مختلف زیادی را امتحان کرده اید، مثل صحبت با یک دوست، ورزش بیشتر و مطالعه ی تکنیک های مختلف در اینترنت، اما هیچ یک کمکی به شما نکرده است، وقت آن رسیده تا با یک روان درمانگر صحبت کنید.
 

۲۸ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: هر چند قبل از آن نیز برای فرار از کلاس فوتبال، بی‌علاقگی برای بازی با پسرهای قد و نیم قد همسایه، زل زدن به ویترین عروسک‌های اسباب بازی فروشی سرکوچه، خاله بازی با دخترهای محل و اصرار به پوشیدن کفش‌های تق-تقی، از مادرم چند باری گوش پیچ شده بودم.

هنوز ۱۰ سالم تمام نشده بود که فهمیدم با بقیه فرق دارم و جسمم متعلق به من نیست؛ آن روزها درکی از واژه «ترنس‌سکشوال» نداشتم  ولی پچ پچ‌ها و نگاه عجیب غریب دوستان و فامیل، بی تابی و گریه‌های وقت و بی وقت مادرم و روز به روز بد اخلاق‌تر شدن پدر نشان می‌داد تفاوتی که با بقیه دارم عادی نیست.
کوچک که بودم از اینکه پدر و مادرم درکم نمی‌کنند و به زور می‌خواهند شبیه بقیه هم سن و سالانم باشم لجم می‌گرفت ولی حالا ناراحتی آنها از داشتن پسری که مدام می‌گفت «دوست دارد دختر باشد» را به خوبی  درک می‌کنم…

اختلال هویت جنسی چیست؟
مدیرکل بهزیستی البرز در تعریف اختلال هویت جنسی می‌گوید: اختلال هویت جنسی به حالتی اطلاق می‌شود که بین جنسیت پذیرفته شده فرد با هویت جنسی وی، تضاد و مغایرت ایجاد می‌شود.

 داریوش بیات نژاد ادامه می‌دهد: افرادی‌که دارای اختلال هویت جنسی هستند نسبت به جنسیتی که دارند احساس ناراحتی و نارضایتی دارند و تصور می‌کنند زنی در قالب مرد هستند یا مردی در قالب زن. همین احساسات باعث می‌شود دوست داشته باشند مانند جنس مخالف رفتار کنند، مثل آنها لباس بپوشند و درمجموع رفتارهایی داشته باشند که جامعه از آنها به عنوان مرد یا زن توقع ندارد. متاسفانه بسیاری از افراد شناخت دقیقی در مورد اختلال هویت جنسی ندارند و آن را با اختلال دو جنسیتی یکی می‌دانند و همین باعث کج فهمی‌هایی در عموم جامعه شده است.

تفاوت اختلال هویت جنسی با اختلال دوجنسیتی

وی با بیان تفاوت اختلال هویت جنسی با اختلال دوجنسیتی  اضافه می‌کند: مبتلایان به اختلال هویت جنسی دچار نارضایتی از جنسیت خود هستند، بی‌آن‌که هیچ‌گونه ناسامانی یا مشکلی در جسم آنان مشاهده شود ولی کسانی‌که از اختلال دوجنسیتی رنج می برند  از همان ابتدا اندام جنسی فی‌مابین دارند و مشکلشان تنها روحی نیست.
افراد درگیر با اختلال هویت جنسی از فشار اجتماعی ناشی از رفتار متضادشان با دیگران رنج می‌برند و این اتفاق زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که نه فرد و نه اطرافیان شناخت درستی از این  اختلال ندارند و این امر گاه به طرد شدن فرد از خانواده منجر شود.

عوامل بروز اختلال هویت جنسی را بشناسیم
مدیرکل بهزیستی البرز با اشاره به برخی دلایل بروز اختلال هویت جنسی ادامه می‌دهد: پژوهشگران عوامل اجتماعی و روانشناختی را به‌ عنوان مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در ایجاد  این اختلال در نظر می‌گیرند و  معتقدند، همان‌طور که محیط می‌تواند بر تعیین نقش جنسی ما تأثیر بگذارد، بر تعیین هویت جنسی نیز تاثیرگذار است. علاوه بر این، تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی در جوامع مختلف و میزان پذیرفتن یا رد رفتارهای خاص توسط جوامع نیز در ایجاد این اختلال بی تاثیر نیست.

بیات نژاد می‌گوید: در کنار موارد مذکور، نوع واکنش خانواده‌ها به داشتن رفتارهای متضاد فرزندانشان نیز می‌تواند در ایجاد این اختلال تاثیرگذار باشد، برای مثال، والدینی‌که رفتارهای پسرانه دخترشان یا رفتارهای دخترانه پسرشان را منع نمی‌کنند، ممکن است به تقویت و پذیرش این رفتارها در فرزندان خود کمک کنند یا حتی آنها را تشویق کنند.

مدیرکل بهزیستی البرز با بیان اینکه والدین برای شناسایی این اختلال باید در رفتارهای کودکانشان دقیق باشند، ادامه می‌دهد: اختلال هویت جنسی مانند دیگر اختلالات علایم و نشانه‌هایی دارد که اگر از دوران کودکی شناسایی شود، مسیر خانواده برای کمک به فرزندشان را هموار می‌کند.

علایم اختلال هویت جنسی

این مسئول با اشاره به علایم اختلال هویت جنسی در کودکان اضافه می‌کند: کودکی که دچار اختلال هویت جنسی است، نقش‌های جنس مقابل را بازی می‌کند، اسباب بازی‌های جنس خود را دوست ندارد و اصولا در ارتباط برقرار کردن با همسالان همجنس دچار مشکل می‌شود و حتی گاهی به خاطر  ملبس شدن به لباس کلیشه‌ای جنس معین شده از رفتن به مدرسه خودداری می‌کند.
فرد مبتلا در نوجوانی هم از نظر لباس پوشیدن، صحبت کردن، رفتار در جامعه و انتخاب دوستان طبیعی مانند همجنسان خود رفتار نمی‌کند.

بیات نژاد در ادامه  با اشاره به علایم وجود این اختلال در بزرگسالان توضیح می‌دهد: این اختلال در بزرگسالان با نشانه‌هایی مانند ابراز تمایل به تعلق داشتن به جنس مخالف، جا زدن مکرر خود به عنوان جنس مخالف، تمایل به زندگی یا پذیرفته شدن به عنوان جنس مخالف و… بروز می‌کند.

چند نفر در ایران به اختلال هویت جنسی مبتلا هستند؟
در ادامه کارشناس مسئول اورژانس اجتماعی بهزیستی البرز با اشاره به اینکه آمار دقیقی از مبتلایان به اختلال هویت جنسی در کشور و استان وجود ندارد، می‌گوید:  هر چند افراد دچار اختلال هویت جنسی هنوز که هنوز است از لحاظ اجتماعی و عرفی  با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند و این باعث شده بسیاری از آنها جسارت و توان معرفی خود به بهزیستی و تشکیل پرونده را نداشته باشند، ولی پیش بینی می‌شود بیش از  چهار هزار نفر در کشور به این اختلال مبتلا باشند.

وجود ۳۰ پرونده اختلال هویت جنسی در البرز
لیلا نجفی با اشاره به تعداد پرونده های افراد دارای اختلال هویت جنسی در البرز توضیح می‌دهد: تاکنون حدود ۳۰ پرونده در این خصوص تشکیل شده ولی بدون شک تعداد کسانی‌که در البرز از این اختلال رنج می‌برند بیش از این آمار است.

وی با بیان اینکه خدماتی که بهزیستی به افراد دارای اختلال هویت جنسی ارائه می‌دهد خدمات کاملی است،  اظهار می‌کند: سازمان بهزیستی با هدف ارتقای کیفیت زندگی مبتلایان به اختلال هویت جنسی از طریق ارائه حمایت‌های اجتماعی و روانشناختی و همچنین اطلاع‌رسانی و ارایه آموزش‌های مرتبط با این اختلال به مبتلایان، خانواده‌های آنان و جامعه، فعالیت‌های خود را پیگیری می‌کند.

این مسئول توضیح می دهد: افراد دارای اختلال هویت جنسی استان با مراجعه به اورژانس اجتماعی کرج (چهار راه هفت تیر ، بلوار دانش اموز ، بلوار علامه جعفری ، خ پروین اعتصامی ، مرکز اورژانس اجتماعی نجات )،   اورژانس اجتماعی فردیس ( شهرک وحدت ، خیابان انبار نفت ( خ کلانتری ) خیابان ۲۰ متری انبار نفت ، ( خ هفدهم ) اداره بهزیستی شهرستان فردیس)، اورژانس اجتماعی نظرآباد ( شهرستان نظر آباد ، سایت اداری ، مرکز اورژانس اجتماعی) و اورژانس اجتماعی ساوجبلاغ ( خیابان آیت ا.. خامنه‌ای جنب کتابخانه الهادی ، اداره بهزیستی شهرستان هشتگرد) می‌توانند از خدمات لازم بهره مند شوند.

افراد با مراجعه به این مراکز می‌توانند از خدماتی چون مشاوره، روان درمانی، روانشناختی و… برخوردار شوند و بر اساس اعتبارات بهزیستی از حمایت های مالی برای تامین هزینه های درمان خود نیز استفاده کنند.

حمایت بهزیستی از مبتلایان به اختلال هویت جنسی
نجفی ابراز می‌کند: با توجه به اینکه برخی از افراد دارای اختلالات هویت جنسی از سوی خانواده پذیرفته نشده و طرد می‌شوند، بهزیستی حتی بخشی از هزینه‌های مربوط به تامین مسکن و معیشت آنها را نیز متقبل می‌شود.

وی با پاسخ به این سوال‌که خدمات روان درمانی و مشاوره تا چه حد در بهبود شرایط این مددجویان تاثیر گذار است می‌گوید: هرچند تا زمانی‌که این افراد جنسیت خود را به جنسیت مورد نظر خود تغییر ندهند با مشکلات زیادی مواجه هستند ولی مشاوره و روان درمانی به آنها کمک می‌کند اختلال خود را بهتر شناخته و با آن کنار بیایند.
وی خاطر نشان می‌کند: جلسات مشاوره تنها مختص افراد مبتلا به این اختلال نیست بلکه به خانواده‌های آنها نیز  مشاوره داده می‌شود تا به درک و شناخت بهتری نسبت به اختلالی که فرزند، خواهر یا برادرشان با آن درگیر است، برسند.

مبتلایان به اختلال هویت جنسی منحرف اخلاقی نیستند
وی اضافه می‌کند: خوشبختانه اغلب خانواده‌ها برای شرکت در جلسات مشاوره همکاری می‌کنند و به ندرت کسانی پیدا می‌شوند که اختلال دیگر عضو خانواده خود را نپذیرند و با او رفتار درستی نداشته و طردش کنند.
نجفی می‌گوید: هر چند دید سنتی و عرفی جامعه نسبت به افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی هنوز به طور کامل اصلاح نشده ولی با افزایش اطلاع رسانی و افزایش تعداد تحصیل کرده‌ها امید بیشتری برای پذیرش این افراد در جامعه به عنوان یک انسان دارای اختلال نه یک منحرف جنسی و اخلاقی ایجاد شده است.

اصلاحات در پیش است…
وی می‌کند: اصلاحات در این زمینه تا جایی پیش رفته که تغییر جنسیت افراد دارای اختلال هویت جنسی در کشور با مجوز مراجع قانونی بلامانع شده این درحالی است که در گذشته نه چندان دور وجود  این اختلال اصلاً پذیرفته نمی‌شد و با افراد مبتلا به آن رفتار نادرستی صورت می‌گرفت.

وی ادامه می دهد: در گذشته افراد دارای اختلال هویت جنسی در کشور به شدت مورد تحقیر، تمسخر و سوء استفاده قرار می‌گرفتند ولی در شرایط فعلی وضعیت تغییر کرده و بهتر شده است.

وی  با اشاره به نحوه پذیرش این افراد در مراکز بهزیستی توضیح می دهد: این  افراد می‌توانند به صورت خود  معرف و یا از طریق معرفی از سوی سازمان‌ها، نهادها، مراکز درمانی و… به مراکز مداخله در بحران‌های اجتماعی مراجعه کرده و پرونده تشکیل دهند.

کارشناس مسئول اورژانس اجتماعی بهزیستی البرز  اظهار می‌کند:  متقاضیان باید ابتدا فرم مورد نظر را توسط مسئول ‌پذیرش تکمیل و تشکیل پرونده ‌دهند و سپس به سایر واحدهای تخصصی (روانشناسی و مددکاری) مراجعه و مورد بررسی قرار گیرند.

  وی با اشاره به دلایل ارزیابی وضعیت مراجعه کنندگان در این خصوص ادامه می‌دهد: هدف از این ارزیابی‌ها بررسی وضع روانشناختی مراجعان از نظر وجود اختلال هویت‌جنسی و سایر اختلالات و علایم روانپزشکی است.

وی می گوید:  هر چند پروسه درمان افراد دارای اختلال هویت جنسی بسیار طولانی است و گاه پرونده آنها چندین سال باز می ماند، ولی جای امیدواری است که بعد از سالها انتظار  روزی می‌رسد که این افراد در قالب جنسیت مورد قبول خود جای گرفته و زندگی را از سر می‌گیرند.

گزارش از: المیرا دادمهر
 خبرنگار ایسنا منطقه البرز
 

۲۸ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: دکتر معصومه امینی‌خو (دکترای روانشناسی و استاد دانشگاه) با اشاره به این که اقتصاد و شرایط اقتصادی می تواند یکی از مولفه‌های آرامش در کلانشهرها باشد، گفت: از نظر روانشناسی بر آورده نشدن بسیاری از نیازهای ابتدایی افراد می تواند تجربه نیازهای بالاتری مانند احساس آسایش و آرامش را محقق نکند.

وی با اشاره به این که کلانشهر تهران همچنان در روند توسعه قرار دارد، اظهار کرد: بدون شک میزان آرامش در کلانشهر تهران که شهری در حال توسعه است، از کیفیت و کمیت خوبی برخوردار نمی شود؛ چرا که مردم به جای استفاده از امکانات کلانشهری با عوارض زندگی در کلانشهرها دست و پنجه نرم می کنند. استرس زیاد، تراکم بالای جمعیت، آلودگی هوا، دوری محل کار با محل سکونت، زد و خوردهای متعدد و غیره از جمله عواملی هستند که مردم ساکن در کلانشهرها به صورت روزانه با آن دست و پنجه نرم می کنند.

وی با بیان این که آرامش در کلانشهرها برای مردم تجربه‌ای گمشده است، عنوان کرد: بسیاری از مردم ساکن در کلانشهرها به خاطر تکاپوی بیش از حد و نداشتن آرامش کافی رضایت و سلامت روان خود را از دست می دهند.

امینی خو که در برنامه‌ای رادیویی صحبت می‌کرد با اشاره به این که موضوع آرامش یکی از مولفه‌های رضایت در زندگی به شمار می آید، تصریح کرد: یک فرد ساکن در محیط روستایی در کنار عدم رضایت اقتصادی از زندگی خود می‌تواند تجربه آرامش خوبی را از زندگی خود داشته باشد، در حالی که موضوع رضایت افراد ساکن در کلانشهرها می تواند با عوامل متعددی سنجیده شود.

در ادامه این برنامه، میثم شهبازی، کارشناس مسایل اجتماعی با اشاره به اینکه محیط همواره بر رفتار انسان‌ها تاثیر می گذارد، گفت: آرامش یک موضوع ذهنی است به طوری که در نقطه مقابل آسایش قرار دارد که به معنای رفاه و شرایط عینی آرامش بخشی است.

وی همچنین در ادامه افزود: هر کدام از عینیت‌های شهر تهران امروزه به نوبه خود تاثیر منفی را بر آرامش شهر دارد؛ برای مثال ترافیک موجود در بسیاری از بخش‌های شهر تهران آرامش و ذهنیت مردم را در طول روز بر هم می زند.

این کارشناس مسائل اجتماعی با اشاره به این که متاسفانه امروزه مدیریت شهری در کشور سیاسی شده اضافه کرد: مدیریت جناحی شهر همواره باعث می‌شود تا مدیر از عملکرد مدیریتی خود بیرون آمده و آرمان‌های جناح منتصب به خود را در اولویت قرار دهد

۲۷ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: مهتاب دختر ۱۵ ساله‌ای است که در قالب یک پروفایل پسرانه و با اسم مستعار در فضای مجازی تلگرام فعالیت می‌کند و دوستان جدیدی برای خود پیدا کرده است.
وقتی مادر مهتاب متوجه این موضوع شده،صحبت‌های او با دخترش به دعوای لفظی ختم شده، وقتی چاره‌ای برای رفع این موضوع پیدا نکرده‌اند، نزد یک جامعه‌شناس و روان‌شناس بالینی رفته بودند.

مطالبی که ذکر شد، بخشی از یک خاطره و صحبت‌های یک روان‌شناس بالینی است که نوجوانان زیادی به همراه والدین خود به او مراجعه می‌کنند.او این نوع رفتارها را ناشی از تفاوت نسل‌ها می‌داند.

به تعبیر او نوجوانان این دور و زمانه نوجوانان دنیای دیجیتال و رسانه‌اند و پدر و مادرهایشان نوجوانان ۴۰یا ۵۰ سال پیش که از کمترین امکانات رسانه‌ای بی‌بهره بودند.

گسترش روزافزون رسانه‌ها در حالی جامعه را به جامعه ارتباطی تبدیل کرده است که  ارتباطات انسانی هر روز کم‌رنگ‌تر از دیروز می‌شود. به طوری که صحبت کردن انسان‌ها در طول روز در یک خانواده با یکدیگر به کمتر از ۱۰ دقیقه در روز رسیده است.
گسترش روزافزون گوشی‌های هوشمند در جامعه‌ای که جامعه ارتباطی می‌خوانیم انسان را از هم دور کرده است و فضای مجازی به محل زندگی انسان‌ها تبدیل شده است.

هر روز شکاف نسل‌ها بین فرزندان و پدر و مادرها گسترش پیدا می‌کند

هر روز خانواده‌ها و والدین از فرزندان نوجوان خود شاکی هستند که فرزند دختر یا پسر آنها به حرف‌هایشان گوش نمی‌کنند، فرزندان سرکشی بوده و در شادی‌ها یا غم‌های خود گرفتار و زندگی در کنار جمع خانواده مفهومی ندارد.
آنها در خلوت خود به تنهایی شاد یا غمگین هستند، بدون این که حرف یا سخنی به آنها گفته شود.
از سویی دیگر فرزندان نیز همیشه گلایه‌مند هستند که پدر و مادرها آنها را درک نمی‌کنند، آنها را از جمع دوستانه منع می‌کنند، چشم دیدن دلخوشی‌های کودکانه‌شان را ندارند و همین موضوعات کوچک باعث بر هم زدن کانون گرم خانواده می‌شود.
حکایت مهتاب نوجوانی که در ابتدای مطلب اشاره شد نیز جزو همان نوجوانانی است، از این موضوعات دلخوشی ندارد.او با این که در اتاق خود مشغول درس خواندن است ولی در توهمات دنیای مجازی سیر می‌کند.
مهتاب تنها نوجوانی نیست که این‌گونه رفتار می‌کند بلکه نوجوان‌هایی مثل مهتاب زیاد هستند.

شکاف بین نسل‌ها باعث شده است نوجوانان فقط در کنار هم‌سن و سالان خود مفهوم شادی را درک کنند.

سیده محبوبه موسوی، جامعه‌شناس فرهنگی در تبیین رفتارهای نوجوانان می‌گوید: به نظر می‌رسد نوجوانان امروز دچار یک بحران در شناخت خود هستند، نوجوانانی که دوست دارند خودشان را در جمع‌های دوستانه مطرح کنند، آنها به کارهای دسته جمعی با گروه‌ها و دوستان خود علاقه‌مند هستند، فرد دیگری را به جمع خود راه نمی‌دهند، در یک پاساژ در تهران جمع شده و میتینگ به راه می‌اندازند و این نوع حرکت‌ها را دوست دارند.

رفتار نوجوانان خیلی با همدیگر متفاوت و متغیر است، با وجودی که نوجوان‌‌ها در خانواده‌های بسیار متفاوت از همدیگر رشد کرده‌اند ولی رفتار آنها در جمع‌های دوستانه کاملا با همدیگر مشابه است.

این جامعه‌شناس فرهنگی، دوران نوجوانی را یک مرحله ‌گذر از کودکی به جوانی و بزرگسالی اعلام کرد و گفت: دوران نوجوانی آغاز یک بحران و گذراست بنابراین در این دوران خانواده‌ها باید این ظرفیت را به دوران توانمندسازی نوجوانان تبدیل کنند. عصبانی بودن، پرخاشگری، واکنش‌های تند و غیرمعقول،گوشه‌گیری با رسیدن به سن بلوغ و آغاز دوران نوجوانی رابطه تنگاتنگ دارد.

از آن جایی که نوجوانان در این مرحله از زندگی با تغییرات جسمی و روانی مربوط به بلوغ مواجه هستند، بروز چنین رفتارهایی طبیعی به نظر می‌رسد ولی در برخی موارد این رفتارها با شدت زیادی همراه بوده و به پرخاشگری یا گوشه‌گیری افراطی می‌انجامد.

اگر چه برخی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان فرهنگی این نوع رفتارها را در سن بلوغ اقتضای سن و رفتار طبیعی می‌دانند ولی موسوی این نوع رفتارهای افراطی را ناشی از افسردگی نوجوانان عنوان کرده و خواستار توجه هرچه بیشتر والدین است.

موسوی معتقد است: تغییرات جسمی در نوجوانان

دختر و پسر و مخصوصا دختران نوجوان تا حدودی باعث گوشه‌گیری و انزواطلبی آنان می‌شود بنابراین آنها هرچه بیشتر از جمع‌های خانوادگی گریزان می‌شوند و در نهایت این دوری از مرکز و جمع‌های خانوادگی ممکن است باعث افسردگی شدید و در نهایت موجب خودکشی آنها بشود.

وی با اشاره به خودکشی دو دختر نوجوان اصفهانی در سال گذشته که باعث ایجاد یک جریان در کشور شده بود، خاطرنشان کرد: حرکات و رفتار این دو دختر نوجوان در ظاهر هیچ نشانه‌ای از افسردگی نداشت چون در ویدئوی پخش شده،آنان شاد بوده، می‌خندیدند و همدیگر را به ادامه این راه تشویق می‌کردند و این رفتارها در نوجوانان به شدت دیده می‌شود ولی ممکن است سرخوشی لحظه‌ای آنها ممکن است از مصرف مواد نیروزا، یا انرژی باشد که آنها را در آن لحظه خوش و خندان نشان می‌داد ولی در حالت کلی خودکشی یکی از مهم‌ترین دلایل بروز افسردگی و پوچ دانستن زندگی است.

موسوي در ادامه نیاز به دیده شدن را یکی از مهم‌ترین نیازهای دوران نوجوانی ذکر کرد و گفت: نوجوانان در این سن و سال به شدت خواهان این موضوع هستند که بقیه افراد آنها را با یک چهره زیبا و به قول خودشان تمیز و مرتب و خوش چهره ببینند، آنها وقتی می‌بینند به این نیازشان پاسخی داده نشد و آن‌چنان توجهی به آنان نمی‌شود در نتیجه در فضای مجازی با انواع عکس‌هایی که از زوایای مختلف و در اکثر اوقات بدون حجاب و پوشش هستند، از خود می‌گیرند آنها را با اشتراک می‌گذارند تا خود را نشان دهند.

نوجوانان اعم از دختران و پسران در فضای مجازی به شدت دوست دارند با جنس مخالف حرف زده و دیدگاه‌های آنان را نسبت به عکس‌ای خود جویا شوند و البته با توجه به حجم گسترده ارتباطات و اینکه در بسیاری از مواقع کنترل خانواده‌ها بر روی فرزندان سطحی شده است و اکثر نوجوانان محتویات و صحبت‌های گوشی‌های خود را از والدین مخفی نگه می‌دارند، در نتیجه بروز چنین رفتارهایی غیرقابل کنترل شده است.

موسوي با اشاره به اینکه  یک نوجوان وقتی مهارت‌های ارتباطی را به خوبی یاد نگرفته است، وقتی وارد ارتباط گرفتن وحرف زدن با جنس مخالف می‌شود، از آن جایی که اصول و لازمه‌های یک ارتباط خوب را نمی‌داند در نتیجه با یک مشکل مواجه می‌شود و از آن جا که داشتن این نوع رابطه را از والدین خود مخفی نگه داشته است بنابراین ناخواسته این رابطه به یک آسیب اجتماعی تبدیل می‌شود.

بررسی رفتارهای نوجوان توسط روان‌شناسان و محققان این حوزه نشان می‌دهد فشار همسالان بر روی یک دختر و پسر نوجوان پدیده‌ای جدی و غیرقابل انکار است، وقتی یکی دختر نوجوان در گروه همکلاسی‌های خود در یک فضای مجازی عضو می‌شود، صحبت‌های تمام دوستان و عکس‌هایی که در ان گروه به اشتراک گذاشته می‌شود، همه را می‌بیند و مطمئنا محتوای همه مطالب به اشتراک گذاشته شده متناسب این گروه سنی نیست، ولی این دختر یا پسر نوجوان نمی‌تواند به آنها اعتراض کند چون در صورت اعتراض از جمع طرد می‌شود و او تحمل این نوع برخورد را ندارد.

در حالی که در همان جمع  هرکدام از نوجوانان تلاش می‌کنند، محبوب آن جمع بوده و خودشان را به عقاید جمع تطبیق دهند.
روان‌شناسان و جامعه‌شناسان معتقدند بحران نوجوانی در همه زمان‌ها بوده است ولی در جامعه ارتباطاتی امروز فناوری‌ها و پیشرفت‌هایی که صورت گرفته است، باعث شده نوجوان با فرهنگ جوامع دیگر آشنا شده و تابع قوانین و مقررات نباشند.
وجود این نوع نگرش‌ها باعث می‌شود نوجوانان دهه ۸۰ با پدر و مادرهای خودشان دچار یک شکاف عمیق نسلی شوند و صحبت‌های هرکدام از آنها برای دیگری قابل درک و فهم نباشد.

اکنون شرایط به گونه‌ای شده است که دانش کودکان و نوجوانان در رابطه با ابزارهای ارتباطاتی و دانش رایانه‌ای آنها به شدت بیشتر از والدین است، بنابراین این موضوع حساسیت‌هایی را در بین خانواده‌ها ایجاد کرده است.

به اعتقاد مشاوران و کارشناسان خانواده، اگر والدین در خانواده‌ها بتوانند با زبان همان نوجوان با او صحبت کرده، نیازها و توانایی‌ها آنان را همزمان پاسخ داده و وقت بیشتری را برای دختر یا پسر نوجوان خود در نظر بگیرند، می‌توانند این آسیب‌ها و تهدیدها را کاهش دهند.

   

۲۷ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

سورن پینت: ازدواج یکی از با ارزش‌ترین و مقدس‌ترین وقایع زندگی افراد است که نه تنها مورد پذیرش تمام اقوام و ملل مختلف و فرهنگ‌ها در جهان، بلکه مورد تأکید تمامی ادیان الهی نیز واقع شده است. در دین مقدس اسلام نیز ازدواج به‌عنوان یکی از ارکان دین و حافظ نیمی از آن معرفـی شـده است. ازدواج و تشـکیل خانواده برای همه انسان‌ها یک نیاز طبیعی است که از فطرت و آفرینش ویژه آنان سرچشمه می‌گیرد.

احمد اميري کارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی گفت: مشاوره قبل از ازدواج یک فرایند کمک‌کننده است که در آن مشاور، نهایتِ سعی خود را خواهد کرد تا با ایجاد توانایی در فرد متقاضی وی را به گرفتن بهترین تصمیم قادر سازد. در مشاوره قبل از ازدواج اطلاعات صحیح و کاملی به‌منظور ارتقای آگاهی زوج‌های جوان در اختیار آنان قرار گرفته و به آنان کمک می‌کنند تا درباره باروری و راه‌های جلوگیری از حاملگی تصمیم آگاهانه و آزادانه بگیرند.

انواع مشاوره ازدواج

توجه به روند ازدواج نشان می‌دهد که هر یک از مراحل آن به مشاوره مخصوص آن مرحله نیاز دارد. مراحل مشاوره ازدواج شامل مشاوره قبل از ازدواج است که هدف اصلی مشاوره در این مرحله، کمک به افراد جهت انتخاب زوج مناسب خواهد بود.

مشاوره حین ازدواج که هدف از مشاوره در این مرحله، تحکیم پایه‌های زندگی مشترک است. شناخت زوج‌ها از یکدیگر، به‌دست‌آوردن اطلاعات درباره روان‌شناسی زن و مرد، چگونگی رفتار صحیح آن‌ها با یکدیگر و جلوگیری از بروز اختلاف‌نظرها از موارد مهمی است که به آن توجه می‌شود.

مشاوره بعد از ازدواج هم که در زوج‌ها در این مرحله، یعنی شروع زندگی مشترک؛ مسائل فرهنگی، عقیدتی، اجتماعی و سن مورد قبول یکدیگر را عملاً تجربه می‌کنند و ممکن است قادر به حل پاره‌ای از تعارض‌ها و اختلافات نباشند، بنابراین مشاوره پیش‌ از بروز اختلافات مفید خواهد بود.

در مشاوره قبل از ازدواج عوامل متعددی باید مورد شناسایی قرار گیرند که برخی از این عوامل مانند میزان جاذبه، همانندی فرهنگی، هماهنگی در منش و شخصیت، همانندی در هوش و تحصیلات و… که هر اندازه این همانندی و هماهنگی بیشتر باشد، سلامت آن ازدواج بیشتر خواهد بود.

مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی، مسئله گروه‌های خونی و ژنتیکی آغاز شد و امروزه کم‌کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل‌گیری و کاربرد است.

امیری بیان داشت: مشاوره قبل از ازدواج در اولویت اول به روشن‌ساختن ملاک‌هایی می‌پردازد که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. توجه‌نکردن به تعیین چنین ملاک‌هایی و ارزش‌گذاری و اولویت‌بندی نامناسب آن‌ها اغلب موجب ناکامی‌های بعدی می‌شوند.

این مشاور و روان‌شناس بالینی از مردم خواست تا با توجه به نگرانی‌های زندگی زناشویی و افزایش طلاق در جامعه به موضوع مشاوره پیش از ازدواج به‌عنوان یک امر ضروری نگاه کنند.

۲۷ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

آیا چنین رفتاری می‌تواند کامل و درست باشد؟ آیا والدین نباید با آگاهی و شناخت بیشتر از فرزندان خود رفتار دیگری با توجه به شرایط خود آنها داشته باشند، رفتاری که نه باعث شود کودکان هر کاری دوست دارند انجام دهند یا به اصطلاح قلدری کنند و نه به‌گونه‌ای باشد که نتوانند با فرزندان خود ارتباطی همراه با صمیمیت و همدلی داشته باشند. چگونه باید چنین روشی را پیش گرفت؟

روند رشد طبیعی کودک

اغلب والدین دنیای خودشان را با دنیایی که متعلق به فرزندشان است یکسان می‌دانند و همین موضوع مشکلات زیادی ایجاد می‌کند.
دو دایره در نظر می‌گیریم که در بدو تولد داخل یکدیگر قرار دارند؛ دایره بزرگ‌تر مادر و پدر، اجتماع، خانواده و محیط و اجتماع است و دایره کوچک‌تر هم فرزندی است که متولد شده و کم‌کم باید بتواند موجود مستقل و جداگانه‌ای از ما باشد.

به‌تدریج دایره کوچک بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود و از دایره بزرگ‌تر ابتدایی فاصله می‌گیرد، اما هنوز وجه اشتراکاتی بین آنها وجود دارد؛ یعنی بین والدین، خانواده، فرهنگ و فردی که متولد شده مشترکاتی وجود دارد، اما وقتی کم‌کم کودک بزرگ می‌شود و در مدرسه با معلمان، همکلاسی‌ها و دوست‌های خود بیشتر ارتباط برقرار می‌کند، دایره مربوط به خود او هم بزرگ‌تر می‌شود؛‌ به طوری که ممکن است از دایره خانواده خارج شود.

البته این روند رشد طبیعی کودکان است، مثلا فرض کنیم ‌هر خانواده‌ای نسبت به موضوعات خاصی مانند مذهب و… دیدگاه خاص خودش را دارد.

کودک هم ابتدا که در دایره بزرگ خانواده قرار دارد همان دیدگاه‌ها را دارد ولی با ورود به جوامع دیگر مانند مدرسه یا اجتماعات دیگر مربوط به همسن و سالانش در مورد این‌گونه موضوعات با خانواده خود تعارضاتی پیدا می‌کند.

یعنی کودکان اغلب آنچه در محیط بیرون از خانواده و از دوستان خود می‌آموزند نسبت به آموخته‌هایشان در محیط خانواده برتر می‌دانند. بیشتر تعارضات و اختلاف سلیقه‌ها هم همین مواقع پیش می‌آید؛ یعنی با ورود به مدرسه و پس از آن آغاز دوران نوجوانی. افراد در این هنگام دوست دارند حس استقلال و رهایی از دایره بسته قبلی را داشته باشند، در صورتی که والدین اغلب آمادگی پذیرش چنین مواردی را ندارند.

وقتی پدر و مادر‌ نمی‌توانند بپذیرند فرزندشان راه خودش را ترجیح می‌دهد، مشکلاتی بین آنها و فرزندشان ایجاد خواهد شد زیرا تا قبل از ورود کودک به فضاهای دیگر غیر از خانواده، او کاملا تابع والدین بوده و در درون همان دایره بزرگ اولیه قرار داشته است.

برخورد متفاوت والدین

برخورد والدین مختلف با فرزندانشان وقتی دچار تعارض و اختلاف نظر می‌شوند یکسان نیست و متفاوت است. بعضی خانواده‌ها سعی می‌کنند فرزندشان را همچنان در بخش دایره بزرگ خود جا بدهند، به‌گونه‌ای که نتواند از آن خارج شود.

این بچه‌ها اغلب بسیار وابسته بارمی‌آیند و قدرت تصمیم‌گیری ندارند و از هرگونه خطا و اشتباهی هم به شدت می‌ترسند. البته شاید به ظاهر افراد موفقی به نظر برسند؛ مثلا خوب درس بخوانند یا آرام و مطیع باشند ولی استقلال و خلاقیت لازم را ندارند.

والدینی که بیش از حد حمایتگر هستند باعث می‌شوند مشکل این بچه‌ها بیشتر شود، اما وقتی دست از حمایت‌های بیش از حد خود برمی‌دارند بچه‌ها هم زودتر به استقلال می‌رسند.

در واقع اگر والدین سرکوبگر این پیام را به کودک بدهند که اگر می‌خواهی از دایره قوانین خانه خارج شوی، دیگر به اندازه کافی خوب و دوست‌داشتنی نیستی و این حرف‌ها مرتب به کودک القا شود، او حتی با وجود برخورداری از توانایی و خلاقیت اجازه رشد و شکوفایی لازم را نخواهد داشت.

در این مواقع معمولا به کودک احساس گناه هم دست می‌دهد که چرا مطابق میل خانواده‌اش رفتار نمی‌کند و همین موضوع باعث کم شدن اعتماد به‌نفس او می‌شود.

والدین باید توجه و باور داشته باشند که تعارض ایجادشده بین آنها و فرزندانشان بخشی از هویت و استقلال کودکان است. بنابراین اصلا بد و غیرعادی نیست اما چگونگی مدیریت آن است که خیلی اهمیت دارد زیرا اگر به خوبی مدیریت نشود یا باعث اضطراب و استرس و احساس ناامنی در بچه‌ها می‌شود یا حسی از بی‌قیدی، بی‌تفاوتی و ترس در آنها ایجاد می‌کند.

رفتار همدلانه والدین

اغلب والدین نمی‌دانند باید از دریچه دنیایی که کودک در آن قرار دارد به موضوعات مربوط به فرزندشان نگاه کنند. در واقع هوش هیجانی آنها در این مورد پایین است چون قادر نیستند از دیدگاه‌های مختلف به یک موضوع نگاه کنند. بنابراین احتمال اینکه نتوانند در تربیت فرزندانشان همدلی لازم را داشته باشند زیاد است به‌ویژه والدینی که خودشان هم تعامل و رفت‌وآمد کمتری با دوستان و آشنایان خود دارند یا در محیط خانه تنش و بگوومگو بیشتر است.

در چنین محیط‌هایی کودکان هم یاد نمی‌گیرند که می‌توان به همه موضوعات به‌گونه‌ای دیگر هم نگاه کرد و در واقع دنیا را از دریچه چشم دیگران هم دید. همان‌گونه که والدینشان هم نتوانسته‌اند آنها را درک کنند.

در واقع بهترین راه برای مدیریت رفتارهای کودک و داشتن همدلی با او این است که از دنیای کودکان به موضوع نگاه کنیم. برای مثال کودکی را در نظر بگیرید که علاقه زیادی به تماشای کارتون و تلویزیون دارد. حتی شاید همین علاقه باعث شود نتواند به خوبی به تکالیف مدرسه‌اش رسیدگی کند.

در این هنگام اگر پدر و مادر بخواهند از دید خود کودک به این موضوع نگاه کنند یکی از مواردی که به ذهنشان می‌رسد این است که او با تماشای تلویزیون به نوعی از بعضی واقعیت‌ها فرار می‌کند، یکی از دلایلش هم این است که در دنیای تحصیلی و مدرسه خیلی موفق نیست. بنابراین دوست ندارد در دنیایی که احساس شایستگی نمی‌کند قرار داشته باشد و سعی می‌کند به نوعی از آن فرار کند. وقتی کودک احساس شایستگی و توانایی داشته باشد انگیزه‌ای پیدا می‌کند تا بیشتر تلاش کند.

بنابراین والدین برای داشتن رفتار همدلانه با فرزندشان و تقویت توانایی‌های او در هر زمینه‌ای ابتدا باید در او احساس شایستگی بیشتر به وجود بیاورند، نه اینکه او را به زور مجبور به انجام کاری کنند.

حتی اگر کودک در زمینه‌ای هم ضعفی داشته باشد باید با وارد شدن در دنیای او مشکل تشخیص داده شود. این همان رفتار همدلانه‌ای است که در هر موردی می‌تواند نتیجه بدهد و ثمربخش باشد.

این موضوع یک فرمول ساده دارد و آن این است که والدین ابتدا از دنیای خود خارج شوند و با وارد شدن در دنیای کودک بدون داشتن حس دلسوزی زیاد و برعهده گرفتن مسوولیت‌هایش با او همراه شوند، ضمن اینکه هر جایی کودک احساس ضعف می‌کند به او احساس شایستگی بدهند. به این ترتیب کودک به‌تدریج در همان زمینه‌هایی که ضعف داشته احساس توانمندی بیشتری می‌کند.

انعطاف و تغییر رفتار والدین

یکی از راهکارهای دیگری که می‌تواند در این زمینه به والدین کمک کند این است که سعی کنند گاهی اوقات حس مالکیت نسبت به فرزندشان را کمتر و طوری از او درخواست کنند یا موردی را برایش توضیح دهند انگار برای بچه دیگری این کار را انجام می‌د‌هند.

ما همه این کارها را برای بچه دیگران به‌گونه‌ای انجام می‌دهیم تا به او توهین نشود یا احساس بدی در او به وجود نیاید، مثلا اگر درسش را نمی‌خواند با مهربانی علت را جویا می‌شویم یا اگر می‌خواهیم مساله‌ای را برایش توضیح دهیم این کار را با مهربانی و صبر و حوصله زیاد انجام می‌دهیم، در صورتی که گاهی فرزند خودمان را به هزاران ضعف و کمبود و بی‌توجهی متهم می‌کنیم و هنگام توضیح هر موضوعی برای او بارها سرش داد می‌زنیم یا با عصبانیت و بی‌حوصلگی دوست داریم هرچه زودتر او را متوجه حل مساله یا هر موضوع دیگری کنیم.

توجه داشته باشیم گاهی اوقات با دور کردن منیت خود از فرزندمان باعث به وجود آمدن همدلی، مهربانی و صمیمیت بیشتری با او می‌شویم ولی با داشتن حس مالکیت و منیت نمی‌توانیم هیچ فضای خصوصی‌ای برایش قائل شویم.

به علاوه به این ترتیب می‌توانیم فرزندمان را درک کنیم، در صورتی که در بسیاری موارد انتظار داریم او ما را درک و مطابق میلمان رفتار کند.

در این مواقع نیز مشکل این است که والدین نمی‌توانند به فرزندان خود اجازه بدهند از دایره ابتدایی موجود بین خودشان و کودک تازه‌متولدشده خارج شود.

توجه داشته باشیم هر زمان والدین فرزندشان را جدا از خود و در واقع «دیگری» ببینند «همدلی» بیشتری هم با او خواهند داشت، در غیر این صورت نمی‌توانند «هویت» مستقلی به فرزندشان بدهند و به این ترتیب احساساتی مانند خشم، خشونت یا خوشحالی کودک را هم درک نمی‌کنند. www..ir

این موضوع بزرگ‌ترین مشکلی است که بین والدین و فرزندانشان وجود دارد چون نمی‌توانند از آنها جدا شوند.

بعضی پدر و مادرها به شدت از فرزندشان حمایت می‌کنند و او را مانند «خود»‌شان می‌بینند، نه موجودی مستقل و حتی گاهی به جای او گریه می‌کنند، مشق می‌نویسند و همه کارهایش را انجام می‌دهند. بعضی دیگر هم فکر می‌کنند فرزندشان باید همیشه به حرف‌هایشان گوش بدهد و خود را صاحب و مالک فرزندشان می‌دانند و به این ترتیب او را وادار به انجام خواسته‌های خود می‌کنند.

گفت‌وگوی همدلانه و موثر

برای داشتن صمیمیت و تعامل بیشتر با کودکان بهترین کار گفت‌وگوی موثر با آنهاست. گفت‌وگو نیز باید شرایط خاصی داشته باشد. ابتدا هر دو طرف باید اجازه صحبت کردن داشته باشند و هنگام گفت‌وگو حتما سوال کنند، مثلا وقتی پدرومادر می‌خواهند بدانند چرا فرزندشان خوب درس نمی‌خواند باید ابتدا از او سوال کنند: «عزیزم! به من می‌گویی به نظر خودت چرا توجهی به درس نداری و نمی‌توانی نمره‌های خوبی بگیری؟» کودک هر جوابی بدهد پدر و مادرها باید با پذیرش و همراهی او متوجه خواست واقعی‌اش شوند.

وقتی والدین نمی‌توانند کوچک‌ترین احساس مسوولیتی به فرزندانشان بدهند لذتی هم از کارهایی که انجام می‌دهند، نمی‌برند. در گفت‌وگوی همدلانه تمام مراحل حل مساله را با کودک طی می‌کنیم. این گفت‌وگو و طرح سوالات باعث رشد بیشتر بخش کورتکس مغز می‌شود و می‌تواند بخش‌های هیجانی دیگر مغز را هم بیشتر کنترل کند.

در واقع هرچه بخش سلول‌های خاکستری مغز بیشتر رشد کند، ارتباط بیشتری را هم با بخش هیجانی مغز پیدا خواهد کرد و قادر به کنترل بیشتر آن خواهد بود.

این موضوع با حرف زدن راحت‌تر اتفاق می‌افتد. بخش کورتکس مغز تا ۲۵ سالگی رشد می‌کند و با توجه به اینکه فرد در دوران رشدش بیشتر به چه فعالیتی مشغول باشد، همان قسمت هم بیشتر رشد خواهد کرد.

بنابراین وقتی بتوانیم با کودک در حد و اندازه فهم و درک خودش صحبت کنیم و از خود او بخواهیم مشکلش را تعریف یا درباره آن صبحت کند، کم‌کم خودش هم روش‌های حل مساله را یاد می‌گیرد و می‌تواند به تنهایی از پس آنها بربیاید.

**دکتر لیلا محمدی
مشاور و روان‌شناس بالینی

۲۷ام فروردین ۱۳۹۷ سورن

طی روزهای اخیر انتشار آماری از وضعیت طلاق در ایران دوباره این رفتار اجتماعی را بر سر زبان‌ها برد. براساس این آمار، تعداد ازدواج‌های ثبت‌شده نسبت به سال ۱۳۹۵، حدود ۸ درصد (۵۱ هزار مورد) کاهش داشته، در حالی که تعداد طلاق‌ها به حدود ۱۷۵ هزار مورد رسیده که بیشترین آمار ثبت شده در تاریخ ایران است. اینجا بخوانید. 

این خبر حتی واکنش مشاور وزیر رفاه را نیز برانگیخت و براین اساس روزبه کردونی اعلام کرد: ثبت ۱۷۴۵۹۷ طلاق در سال ۹۶ نسبت به ۱۸۱۰۴۹ طلاق در سال ۹۵، کاهش ۳٫۶ درصدی را نشان می‌دهد، مطالعات کمیته رصد مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که براساس آمار سازمان ثبت احوال کشور صورت گرفته است نشان می‌دهد، برای اولین بار در دو دهه گذشته رشد فزاینده و مستمر تعداد طلاق در کشور متوقف شده است. اینجا بخوانید.

برهمین اساس آمارها نشان می‌دهد یکی از اصلی‌ترین علت‌هایی که گفته می‌شود طلاق در ایران رکورد زده به آمارهای ازدواج برمی‌گردد. به طوریکه که در سال ۹۶ آمار ازدواج کاهش داشته است و همزمان طلاق کاهش یا افزایش چمشگیری نداشته و این مساله باعث شده نسبت ازدواج به طلاق در سال ۹۶ رشد داشته باشد.

مساله مهم‌تر: دوام زندگی‌ها در ایران
اما نکته قابل توجه در مساله طلاق در ایران دوام ازدواج‌های منجر به طلاق است. آماری که در اصل، واقعیت‌های طلاق در جامعه ایران را نشان می‌دهد و به مراتب از شاخص کمی تعداد طلاق در ایران مهم‌تر و قابل اعتنا تر است. براساس آمار رسمی سازمان ثبت‌احوال در سال ۹۵ بیش از ۴۴درصد از طلاق‌های ثبت‌شده در کشور مربوط به ازدواج‌های با عمر کمتر از ۵ سال بوده است.

براساس آمار مندرج در سالنامه آماری سازمان ثبت احوال در ایران حدود ۱۱ درصد طلاق‌ها در ازدواج‌های با طول مدت کمتر از یک سال رخ داده است. همچنین، ۴۴.۶ درصد از طلاق‌ها در ازدواج‌های با طول مدت کمتر از ۵ سال و ۶۷.۴ درصد از طلاق‌ها زیر ۱۰ سال از مدت ازدواج رخ می‌دهد.

براساس آمارهای رسمی، تعداد طلاق‌ها از آغاز دهه ۱۳۷۰، روندی صعودی داشته است. اما از اوایل دهه ۱۳۸۰ همزمان با افزایش تعداد ازدواج‌ها که بیشتر مربوط به متولد دهه ۱۳۶۰ بود، تعداد طلاق‌ها هم افزایش یافت. تا جایی که در سال ۱۳۸۵، تعداد طلاق‌ها به بیش از دو برابر سال ۱۳۷۵ رسید.

با این حال از سال ۱۳۸۹، با آغاز کاهش تعداد ازدواج‌ها، تعداد طلاق‌ها همچنان در حال افزایش است.

همچنین، در میان زنان ایرانی در سال ۱۳۹۵، بیشترین فراوانی طلاق در سن ۲۷ سالگی ( ۴.۵ درصد از کل طلاق‌ها) بوده است که ۱۰.۳ درصد از آنها از همسران خود بزرگتر، ۶.۹ درصد از آنها همسن و۸۲.۲ درصد از آنها کوچکتر از همسران خود بوده‌اند، همچنین در میان مردان ایرانی در این سال بیشترین فراوانی طلاق در ۳۰ سالگی ( ۵.۲درصد از کل طلاق‌ها) بوده است که ۱۴.۵ درصد از آنها از همسرانشان کوچکتر، ۶.۵ درصد همسن و ۷۹ درصد از آنها از همسرانشان بزرگتر بوده‌اند.


منبع نمودارها: سالنامه آماری سازمان ثبت‌ احوال